IranWire Headlines

 

داستان باورنکردنی دختران هاکی روی یخ؛ موفقیت بدون حمایت، بدون سرمربی




تیم ملی هاکی زنان ایران در نخستین حضور خود در عرصه بین‌المللی، به مقام نایب قهرمانی رقابت‌های بین‌المللی امارات رسید. دختران ایران پس از شکست میزبان، به فینال مسابقات رسیدند و مغلوب روسیه شدند؛ همان تیمی که پیش از این، در همین تورنمنت مغلوب تیم ملی دختران هاکی ایران شده بود.

شکست دادن روسیه و همین‌طور نایب قهرمانی در اولین حضور بین‌المللی، اتفاقی ویژه برای ورزش زنان ایران است. از تاریخچه هاکی زنان ایران چه می‌دانیم؟ «ایران‌وایر» به اطلاعاتی در مورد چگونگی شکل‌گیری نخستین تیم ملی زنان هاکی ایران دست یافته است.

***

سال ۱۹۰۸ میلادی، یعنی ۱۱۳ سال پیش از این روزها، فدراسیون بین‌المللی هاکی روی یخ تاسیس شد. ۱۱۱ سال زمان برد تا ایران صلاحیت تاسیس و رسمیت یافتن فدراسیون هاکی روی یخ را پیدا کند. نخستین شرط، برخورداری از یک سالن استاندارد پیست یخ در ایران بود؛ آن‌چه در تمام این سال‌ها، در ایران وجود نداشت.

شاید نخستین توجیه، گرم‌سیر بودن جغرافیای ایران باشد. اما پایین‌تر از ایران، در نقطه‌ای کویری، امارات متحده عربی از دو دهه قبل تیم ملی زنان و مردانش را در رشته هاکی روی یخ تبدیل به قطب خاورمیانه کرد. همین قطب، در نخستین رویارویی با تیم ملی زنان ایران، در کشور خودش شکست خورد.  

تیم ملی زنان هاکی روی یخ ایران از سال ۱۳۹۹ شکل گرفت؛ تیمی که اساسا ماهیتش را اسکیت‌بازهای باشگاه «این‌لاین اسکیت» در تهران شکل می‌دادند.

ابتدای سال ۱۳۹۹، فدراسیون هاکی روی یخ ایران از سوی فدراسیون بین‌المللی به رسمیت شناخته شد اما چون طی تمام این سال‌ها هیچ آموزش پایه‌ای برای نوجوانان و جوانان در این رشته ورزشی وجود نداشت، از برخی اسکیت‌بازها و ستاره‌های این ورزش دعوت شد که رشته هاکی روی یخ را تجربه کنند.

در نهایت اما دختران تیم این‌لاین اسکیت همگی به عضویت تیم ملی هاکی روی یخ ایران درآمدند؛ تیمی که البته فدراسیون ملی هاکی روی یخ ایران حاضر به حمایت مالی‌ آن نبود.

تیمی که در امارات با دو بار پیروزی مقابل میزبان و یک پیروزی و یک شکست مقابل روسیه، به نایب قهرمانی آسیا رسید، با حمایت «ایران‌مال» در این مسابقات شرکت کرده بود.

داستان کادرفنی‌ آن هم بی‌شباهت به تیم ملی فوتبال زنان ایران نیست. تیم ملی فوتبال دختران ایران پیش از حضور در رقابت‌های انتخابی جام ملت‌های آسیا، با مشکل حراستی در زمینه استفاده از کادرفنی‌ روبه‌رو شده بود. «مریم ایراندوست»، سرمربی تیم ملی زنان ایران پدرش را به عنوان مدیر فنی این تیم معرفی کرد؛ مردی که در اکثر موارد به دلیل مداخله حراست وزارت ورزش و جوانان، مجبور می‌شد روی سکو‌ها بنشیند. این‌جا ایران است و شما حتی اگر پدری باشید که در هفتمین دهه زندگی‌ خود قدم می‌زنید هم نباید کنار زمین فوتبال، بازی دختران محجبه را ببینید. روی سکوها اما گویا ایراد شرعی ندارد.

نصرت ایراندوست در هیچ یک از اعزام‌های خارجی، تیم ملی زنان کشور را همراهی نکرد و همین مشکل برای «جلال بشرزاد»، دیگر مربی تیم ملی دختران ایران هم وجود داشت. او از روی سکو، دروازه‌بان‌های دختر ایران را تمرین می‌داد.

«کاوه صادقی» به صورت هم‌زمان سرمربی تیم ملی زنان و مردان هاکی روی یخ ایران است. اما حق نداشت دختران هاکی‌باز ایران را در رقابت‌های بین‌المللی امارات همراهی کند. پس «اعظم سنایی»، کاپیتان تیم ملی زنان هاکی روی یخ را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد.

حراست وزارت ورزش و جوانان حضور مربی مرد در کنار تیم ملی زنان هاکی روی یخ را ممنوع و غیرشرعی اعلام کرده بود.

تیم ملی زنان ایران بدون سرمربی‌ و با هدایت کاپیتان خود به مسابقات بین‌المللی امارات اعزام شد. هدفش کسب تجربه برای حضور در مسابقات آسیایی فیلیپین بود که قرار است اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱ برگزار شود.

اگر همه‌گیری کرونا نبود، دختران هاکی روی یخ ایران همین مسابقات را هم از دست می‌دادند. قرار بود این دوره از مسابقات بهار سال ۱۴۰۰ برگزار شود که فدراسیون بین‌المللی آن را یک سال به تعویق انداخت. حالا دختران ایران شانس حضور در این مسابقات را به دست آورده‌اند.

هاکی روی یخ به صورت رسمی حدود دو سال در ایران قدمت دارد و دختران اسکیت باز کشور نیز سال‌ها در انزوا و تبعیض زندگی کرده‌اند. در تمام سال‌های گذشته، دختران و حتی پسرانی بوده که دل به این ورزش بسته و به بن‌بست خورده‌اند. «سام کلانتری»، مستندساز ایرانی سال ۱۳۹۸ مستندی از زندگی همین دختران را به تصویر کشید.

«جایی برای فرشته‌ها نیست»، مستندی درباره‌ تیم ملی دختران اسکیت هاکی ایران و مشکلات پیچیده‌ آن‌ها در راه مسابقات آسیایی کره‌جنوبی بود که ورزش بهانه‌ای برای وارد شدن به زندگی این دختران شد. این فیلم را پُرجایزه‌ترین مستند سینمایی سال ۱۳۹۸ نامیدند؛ فیلمی که سیمرغ بلورین «جشنواره فیلم فجر» و چهار جایزه از «جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت»، از جمله جایزه ویژه تماشاگران این جشنواره را کسب کرد.

حالا همان دختران، در زندگی حقیقی، نایب قهرمانی امارات را به خانه آورده‌اند؛ بدون کمترین حمایتی از سوی فدراسیون هاکی روی یخ و البته وزارت ورزش و جوانان و تنها با حمایت یک اسپانسر.  





]]>

سرنوشت نویسندگان نامه‌های سرگشاده به خامنه‌ای؛ طبرزدی: علی شکنجه‌گاه نداشت



«حشمت‌الله طبرزدی» از دهه ۷۰ تا کنون، ۱۳ سال زندانی بوده و سه سال آن را در سلول انفرادی گذرانده است. جرمش نوشتن نامه به رهبر جمهوری اسلامی بوده است؛ نامه‌هایی در نقد و شیوه حکومت‌داری علی خامنه‌ای.

***

نامه سال ۱۳۷۵ حشمت‌الله طبرزدی به رهبر جمهوری اسلامی را می‌توان نقطه اصلی قطع امید کردن متقابل او و آیت‌الله خامنه‌ای از یک‌دیگر دانست. طبرزدی چهار سال پس از این نامه سربسته، نامه سرگشاده «علی شکنجه‌گاه نداشت» را نوشت و تاوان نوشتن این نامه را با سال‌ها زندان پس داد.

حشمت‌الله طبرزدی که عضو جریان راست دفتر تحکیم وحدت و اقلیت این تشکیلات دانشجویی محسوب می‌شد، در دهه ۶۰ خورشیدی «اتحاديه انجمن‌های اسلامي‎ ‎دانشجويان و فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها و ‏مراکز آموزش عالی» را به موازات دفتر تحکیم وحدت راه‌اندازی کرد و علی خامنه‌ای در مقام رییس جمهوری نیز گاهی سخنران نشست‌های این اتحادیه بود.

این گروه در دهه ۷۰ نشریه «پیام دانشجو» را منتشر کرد که از یک طرف به انتقاد از بنیاد مستضعفان به ریاست «محسن رفیق‌دوست» می‌پرداخت و از طرف دیگر، به نقد خانواده و بنگاه‌های اقتصادی نزدیک به «اکبر هاشمی رفسنجانی».

هاشمی رفسنجانی در خاطرات هفتم مرداد ۱۳۷۴ نوشته که به «علی فلاحیان»، وزیر وقت اطلاعات گفته بود مسایل پيام دانشجو و مدير كل رشوه‌گير مالياتی را پي‌گيری كنند.

به گفته طبرزدی، این مدیر کل امور مالیاتی که وزارت اطلاعات او را به دریافت رشوه متهم کرده بود، نامه‌ای را درباره فرار مالیاتی برخی از بنگاه‌های اقتصادی کرمان که توسط نزدیکان هاشمی رفسنجانی مدیریت می‌شدند، نوشته و پیام دانشجو پس از بازداشت این فرد، به این نامه دست یافته و آن را منتشر کرده بود.

طبرزدی در مصاحبه با «ایران‌وایر» می‌گوید پس از انتشار این نامه، به وزارت اطلاعات احضار شده و مقام امنیتی طرف صحبت، «محمد سعیدی»، با نام مستعار «سیادتی» بوده است که بعدها عضو تیم مذاکره اتمی دولت «محمود احمدی‌نژاد» شد و در دولت «حسن روحانی»، مدیرعامل سازمان کشتی‌رانی بود که به اتهام «دریافت رشوه» بازداشت شد.

مدیر مسوول نشریه پیام دانشجو به دلیل انتشار نامه این مدیر امور مالیاتی، مدتی نیز در بازداشت بود. پس از آن نیز مطالب این نشریه به گونه‌ای بودند که فاصله‌اش با حکومت بیشتر می‌شد.

طبرزدی می‌گوید سال ۱۳۷۵، «علی مقدم»، معاون ارتباطات دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران اعضای «اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها» را خواسته و سخنان آنان را شنیده بود تا به رهبر جمهوری اسلامی منتقل کند. 

به گفته طبرزدی، مقدم در جلسه بعد پیام آیت‌الله خامنه‌ای را ابلاغ کرد که گفته بود از طبرزدی ناراحت هستم و ارتباط خود را با او قطع می‌کنم اما اعضای شورای اتحادیه انجمن‌های اسلامی می‌توانند ارتباط داشته باشند.

پس از این پیام، دفتر رهبر جمهوری اسلامی از طبرزدی خواست که نامه یا به تعبیری، «توبه‌نامه» بنویسد. طبرزدی نامه‌ای نوشت که از طریق «اصغر پورمحمدی»، پسرعموی «مصطفی پورمحمدی» و رییس شبکه۳ تلویزیون برای خامنه‌ای فرستاده شد. 

او در این نامه توبه نکرده و تاکید کرده بود که افشاگری‌هایش بر اساس اهداف انقلاب هستند. 

طبرزدی می‌گوید افراد نزدیک به دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته‌ بودند که خامنه‌ای نامه را پاره کرده است تا شاید توصیفی از عصبانیتش از نامه او باشد.

پس از این روند، نشریه پیام دانشجو توقیف و طبرزدی با حکم «سعید مرتضوی» که آن زمان هنوز نامی در نکرده بود، مدتی بازداشت شد.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات یک‌شنبه چهارم آبان ۱۳۷۶ نوشت: «شب میهمان رهبری بودم. درباره ... اظهارات آقای [احمد] آذری [قمی] و [حشمت‌الله] طبرزدی، [مدیر هفته‌نامه پیام دانشجو] علیه ولایت‌فقیه صحبت کردیم.»

طبرزدی هم‌چنین در خرداد ۱۳۷۸ بازداشت شد که برای مدت ۱۱۰ روز بازجویی می‌شد. او چند ماه بعد با اشاره به نام‌گذاری سال ۱۳۷۹ به نام «امام علی»، نامه‌ای را با عنوان علی شکنجه‌گاه نداشت، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشت. 

طبرزدی در این نامه این پرسش را مطرح کرد: «چه شباهتی بین حکومت امام علی و حکومت علی خامنه‌ای وجود دارد؟»

او به نامه‌های آیت‌الله «حسینعلی منتظری» درباره اعدام و شکنجه زندانیان در دهه ۶۰ اشاره کرد و سپس به تجربه زندان خود در کمیته مشترک ضد خراب‌کاری که خامنه‌ای در زمان شاه در آن زندانی بود، پرداخت.

طبرزدی نوشت در این بازداشتگاه که پس از انقلاب «بازداشتگاه توحید» خوانده می‌شود، شاهد فریادهای دلخراش دانشجویان زیر شکنجه بوده است.

او اضافه کرد: «جناب آقای خامنه‌ای، نیروهای تحت حکومت و ولایت حضرت‌عالی که ولایت علی می‌خواندنش، در بازداشتگاه توحید جهنمی بر پا کرده بودند که با بهشت معاویه برابری می‌کرد... بارها و بارها از خدا طلب مرگ می‌کردم. حتی صدای موتور برق که شکنجه‌گرها در زمان شکنجه دانشجویان روشن می‌کردند نیز موجب نمی‌شد فریاد بچه‌ها در گوش نپیچد.»

او هم‌چنین با اشاره به بازداشت «عزت‌الله سحابی» نوشت: «این پیرمرد را مدت‌ها است که زیر بازجویی، در سلول انفرادی و در یک جای نامعلوم تحت فشار قرار داده‌اند. از سحابی چه می‌خواهید ؟ بر فرض که این مرد شریف تحت فشار اعتراف کند که از طریق نشریه، جلسه و سخنرانی، در صدد براندازی قدرت و حکومت شما بوده است، آیا براندازی با سخن، قلم، زبان و جلسه ممکن است؟»

طبرزدی حدود یک ماه پس از این نامه، روز ۲۹ فروردین سال ۱۳۸۰ بازداشت شد و به گفته خودش، دو هفته در بازداشتگاه ضد اطلاعات وزارت دفاع زندانی بود که شرایط سخت‌تری نسبت به دیگر بازداشتگاه‌ها داشت.

او می‌گوید پس از دو هفته به دادگاه انقلاب منتقل شد و در آن جا فردی که خود را «محمدی» معرفی می‌کرد، گفت که از طرف دفتر رهبر جمهوری اسلامی آمده است تا با او گفت‌وگو کند. اما گفت‌وگوها نتیجه خاصی نداشتند و تنها نتیجه این بود که او به بازداشتگاه «عشرت‌آباد» منتقل شد. در آن زمان، گروهی از اعضای جریان ملی مذهبی و «نهضت آزادی» نیز به صورت دسته جمعی بازداشت شده و در آن‌جا زندانی بودند.

او ۹ ماه و نیم بعد آزاد شد اما فعالیت‌هایش ادامه یافتند و هم‌چنین نامه‌نگاری‌هایش به رهبر جمهوری اسلامی. سال ۱۳۷۹، طبرزدی و یارانش «جبهه دموکراتیک ایران» را شکل دادند که متناسب با نظریات جدیدش، از جمله نفی ولایت فقیه بود.

 طبرزدی ۲۵ اسفند ۱۳۸۷ نیز نامه دیگری به رهبر جمهوری اسلامی نوشت و به فشار ماموران امنیتی بر خانواده خود اعتراض کرد. 

او نوشت یک نفر به «محبوبه علی‌نقیان»، همسرش زنگ زده و از او خواسته است به دفتر پی‌گیری وزارت اطلاعات مراجعه کند و بار دیگر نیز با او تماس گرفته و گفته است که نباید به همسرت می‌گفتی که ما احضارت کردیم!

طبرزدی سال ۱۳۹۳ نیز زمانی که در زندان بود، در نامه‌ای نسبت به بازداشت پسرش «علی» به دلیل فراخوان برای تجمعی در جهت حمایت از حقوق حیوانات توسط کسانی که «عوامل خشن، وحشی و زنجیر پاره کرده‌های خامنه‌ای» توصیف کرده بود، اعتراض کرد و نوشت: «خامنه‌ای بداند که اگر عواملش در اسرع وقت علی را آزاد نکنند، اموال را برنگردانند و از خانواده پوزش نخواهند، اطمینان داشته باشند این آن‌ها هستند که بیش از گذشته ضرر خواهند کرد.»

طبرزدی پس از آن نیز در نامه دیگری نوشت: «اگر به دنبال اسناد خیانت به این انقلاب، نظام، مردم و کشور هستید، به خانه طبرزدی نریزید، علی را نبرید، من هم که اسیر خودتان هستم، به خانه خامنه‌ای بروید... اسنادی را که مجتبی خامنه‌ای مخفی کرده است، پیدا کنید و ببینید دلارهای این مملکت در کجا هزینه می‌شوند.»

او پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ نیز بازداشت شد و یک سال بعد از رهبر جمهوری اسلامی شکايت کرد و از وکلای دادگستری و کسانی که «انسان‌های آزاده» ناميد، خواستار پی‌گیری حقوقی اين شكايت در دادگاه‌های بین‌المللی شد.

طبرزدی در سال ۱۳۹۷ هم با اشاره به سخنان خامنه‌ای درباره آزادی و تقبیح حکومت شاهنشاهی، خطاب به او نوشت: «گویا فراموش کرده‌اید که شاه فقط ۳۷ سال حکومت کرد اما شما ۴۰ سال است که حاکم بلامنازعید!» 

او پس از آن نیز بارها پیام‌هایی را خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای منتشر کرده است.

 





]]>

مرور رسانه‌ها: ذوق‌زدگی دستگاه پروپاگاندای نظام از نظرسنجی گالوپ



لابیست‌های مردمی یا لابی‌گری مردمی (grassroots lobbying)، فعالان یا داوطلبان مردمی هستند که اهداف سیاسی خاصی را دنبال می‌کنند. عملکرد این گروه از لابیست‌ها در نظام‌های دموکراتیک پذیرفته و مشروع تلقی می‌شود زیرا اهداف آن‌ها در جهت پی‌گیری منافع عمومی هستند. 

لابیست‌ها معمولا نسبت به روند سیاست‌گذاری عمومی اشراف دارند و می‌کوشند بر تصمیم سیاست‌گذاران تاثیر بگذارند. این کار را روابط عمومی‌ها نیز به نوعی انجام می‌دهند؛ یعنی یک رابطه سازنده و مثبت میان نهاد یا سازمان یا شرکتی که برای آن کار می‌کنند با مخاطبان. 

اما کار این لابیست‌ها یا روابط عمومی‌ها زمانی که به هدایت افکار عمومی و دور کردن توجه آن‌ها از مشکلات سوق پیدا می‌کند و یا منافع خصوصی را بر منافع عمومی ترجیح می‌دهند، پا در کفش پروپاگاندیست‌ها کرده‌اند و افعال آن‌ها نمودی از پروپاگاندا پیدا می‌کند. این‌ها نه قابل اعتمادند و نه کمکی به تغییرات اجتماعی می‌کنند.

برای روشن شدن موضوع، به این خبر و بازتاب آن در ایران دقت کنید؛ «موسسه نظرسنجی گالوپ» روز ۲۱ اکتبر ۲۰۲۱ نتایج یک نظرسنجی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد اکثریت مردم ایران از عملکرد «ابراهیم رئیسی»، رییس جمهوری جدید ایران در سه هفته اول پس از ورود به کاخ ریاست جمهوری ابراز رضایت کرده‌اند.

این نظرسنجی بین روزهای ۲۴ تا ۳۱ ماه آگوست، یعنی سه هفته بعد از روی کار آمدن ابراهیم رئیسی انجام شده است و در نتیجه، ۷۲ درصد ایرانیانی که در این نظرسنجی شرکت کرده‌اند، از عملکرد رییس جمهوری جدید ایران ابراز رضایت و ۵۹ درصد نیز اعتماد خود را به این دولت اعلام کرده‌اند؛ نتایجی که عجیب به نظر نمی‌رسند، زیرا از قدیم گفته‌اند املای نانوشته غلط ندارد. 

این نظرسنجی زمانی انجام شده که رئیسی هنوز کاری نکرده بوده است که شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی بخواهند نسبت به عملکرد او ابراز نارضایتی کنند. اما این گزارش زمانی عجیب می‌شود که بازتاب آن را در رسانه‌های وابسته به حکومت در داخل ایران بخوانید. 

این نظرسنجی با استقبال جالب توجه رسانه‌های وابسته به حکومت روبه‌رو است؛ برای مثال، خبرگزاری فارس با تیتر «نظرسنجی گالوپ: ۷۲ درصد از ایرانیان از عملکرد رئیسی رضایت دارند» نوشت: «گالوپ عملکرد رئیسی را با حسن روحانی، رییس‌جمهوری سابق ایران مقایسه کرده و نوشته او هرگز در دوران ریاست‌جمهوری‌اش موفق به کسب رضایت اکثریت در نظرسنجی‌های این مرکز نشد. در آخرین نظرسنجی گالوپ در دوران روحانی که نوامبر ۲۰۲۰ انجام شده، تنها ۳۲ درصد از ایرانیان از عملکرد او ابراز رضایت کردند.»

خبرگزاری «تسنیم» نیز با توییت «نظرسنجی گالوپ: رضایت از عملکرد رئیسی در ایران بسیار بالاست/روحانی هرگز به این حد نرسید»، به استقبال این نظرسنجی رفته و به نقل از گالوپ نوشته است: «با آن که حسن روحانی در رسانه‌های غربی به عنوان رییس‌جمهوری میانه‌رو شناخته می‌شود، رضایت از عملکرد او در هیچ‌یک از نظرسنجی‌های این مرکز به بالاتر از ۵۰ درصد نرسید. در آخرین نظرسنجی از مقبولیت دولت روحانی که در نوامبر ۲۰۲۰ انجام شد، تنها یک سوم ایرانی‌ها از عملکرد او ابراز رضایت کردند.»

آن‌چه خبرگزاری فارس و یا تسنیم به نقل از گالوپ نوشته‌اند، نادرست نیست. این ادعاها در گزارش گالوپ آمده‌اند ولی هر دو این رسانه‌ها عامدانه این واقعیت‌ها را پنهان می‌کنند:



 


 

فارغ از میزان اعتبار نظرسنجی انجام شده توسط گالوپ، روشن نیست:

اما آن‌چه روشن است، این که فرم و نحوه ارایه نتایج این نظرسنجی توسط خبرگزاری‌های فارس و تسنیم نشان می‌دهند که این رسانه‌های وابسته به حکومت حتی نمی‌کوشند در نقش روابط عمومی دستگاه‌ها و نهادهای حکومتی عمل کنند بلکه ترجیح می‌دهند نقش پروپاگاندا را ایفا کنند؛ عملکردی که جز حراج اعتبار رسانه‌ای و سلب اعتماد عمومی نسبت به آن‌ها، نتیجه‌ای در پی ندارد. 


 





]]>

۵ سوال دردسرساز آژانس از ایران؛ گروسی از چه حرف می‌زند؟



«رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مدت‌ها است در گزارش‌های خود، به شورای حکام یا هیات مدیره آژانس می‌گوید که جمهوری اسلامی ایران از دادن پاسخ به سوال‌ها و ابهامات آژانس خودداری می‌کند و با این وضعیت، آژانس قادر به انجام ماموریت خود، یعنی جلوگیری از گسترش سلاح‌های اتمی نیست. این سوالات کم‌کم در حال تبدیل شدن به پرونده‌ای قطور میان آژانس و جمهوری اسلامی هستند.

این سوالات دردسر ساز برای جمهوری اسلامی کدامند؟

**

مدیرکل آژانس در هفته‌ اخیر، در دیدار با رهبران کشورها، درباره سوالات آژانس که جمهوری اسلامی به آن‌ها پاسخ نداده، به صورت رو در رو توضیح داده و از جمله در دیدار با سناتورهای امریکایی در واشنگتن دی‌سی و «آنتونی بلینکن»، وزیر خارجه ایالات متحده، این موضوع را مطرح کرده است.

سوالات آژانس از ایران مربوط به پس از خروج امریکا از توافق اتمی «برجام» است اما ماهیت یکی از این سوالات می‌تواند پرونده قدیمی و بسیار پر دردسر برای جمهوری اسلامی را دوباره باز کند:

۱- منشا ذرات اورانیوم غنی شده چیست؟

آژانس می‌گوید در سه مرکزی که جمهوری اسلامی ایران قبلا وجود آن‌ها را به آژانس اطلاع نداده بود، ذرات اورانیوم غنی شده یافته است. پیدا شدن این ذرات پس از آن رخ داد که اسرائیل از وجود این آلودگی‌ها به آژانس اطلاع داده بود.

یکی از این سه مرکز، جایی در «تورقوزآباد» است که جمهوری اسلامی ابتدا آن را قالی‌شویی معرفی کرد اما پس از آن که بازرسان آژانس بر بررسی موضوع اصرار کردند، اجازه نمونه‌برداری محیطی از آن را دادند.

بازرسان با نمونه‌برداری از اطراف این منطقه، متوجه وجود ذرات اورانیوم شدند و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس در آبان ۱۳۹۸ آن را به شورای حکام اعلام کرد. ایران تاکنون دلیل وجود ذرات اتمی در این منطقه را به آژانس اعلام نکرده است. مشابه این وضعیت در دو مرکز دیگر هم وجود دارد که یکی از آن‌ها در اطراف اصفهان است.

۲- ذرات ایزوتوپی در مکان اعلام نشده برای چه بوده‌اند؟

بازرسان آژانس در مکان اعلام نشده چهارمی در ایران ذرات «ایزوتوپ» یافته‌اند. این موضوع در گزارش اسفند ۱۳۹۹ مدیرکل آژانس به شورای حکام هم اعلام شده اما جمهوری اسلامی در این باره به آژانس توضیحی نداده است. رافائل گروسی در یکی از گزارش‌های خود می‌گوید که ایران اطلاعات ضدونقیضی به پرسش‌نامه‌های آژانس در این باره داده است که ظن نوعی تخلف را تقویت می‌کند.

۳- چرا چهار مرکزی که در آن کار اتمی انجام شده، به آژانس اطلاع داده نشده است؟

مطابق توافق‌نامه‌ای که جمهوری اسلامی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی امضا کرده، موظف است هر گونه برنامه‌ریزی برای ساخت تاسیسات اتمی تازه را از زمان تصمیم‌گیری، به صورت مکتوب به آژانس اعلام کند و پس از آن همه گونه جابه‌جایی مواد اتمی و رادیواکتیو با اطلاع بازرسان آژانس انجام شود.

یکی از سوالات آژانس از جمهوری اسلامی ایران این است که به چه دلیل چهار مرکز اعلام نشده اتمی داشته و چرا این موضوع را قبل از کشف بازرسان، اطلاع نداده است.

۴- اورانیوم طبیعی مفقود شده اکنون کجا است یا به چه مصرفی رسیده است؟

 آژانس بیشتر از یک سال است که می‌گوید جمهوری اسلامی از سرنوشت یک دیسک فلزی اورانیوم که ظاهرا مفقود شده است، اطلاعی به بازرسان نمی‌دهد. بازرسان احتمال می‌دهند اورانیوم طبیعی مفقودی در یک آزمایش انفجاری که مربوط به دو دهه پیش است، به کار رفته باشد؛ آزمایشی که  ایران درباره آن هم به آژانس اطلاعی نداده است. انفجار احتمالا مربوط به برنامه ساخت تسلیحات هسته‌ای بوده که در سال ۱۳۸۲ متوقف شده است.

این موضوع در پرونده «ابعاد احتمالی نظامی پرونده اتمی» آمده است که در جریان مذاکرات اتمی برجام، با کمک «محسن فخری‌زاده»، مرد مرموز اتمی جمهوری اسلامی و با پی‌گیری «جان کری»، وزیر خارجه وقت امریکا مختومه شد. خودداری جمهوری اسلامی از ارایه توضیح درباره سرنوشت اورانیوم طبیعی مفقود شده می‌تواند این پرونده مختومه را از بایگانی بیرون آورد و دوباره به جریان بیندازد.

۵- برای دوربین‌های آژانس چه اتفاقی افتاده است؟
پس از این که ایران اجرای پروتکل الحاقی را متوقف کرد، به توافقی با آژانس رسید تا دوربین‌های نظارتی آن فعال بمانند اما اطلاعات ذخیره شده آن پس از رفع تحریم‌های امریکا، در اختیار بازرسان قرار بگیرند.

یکی از دوربین‌ها که در «شرکت تکنولوژی سانتریفیوژ ایران» یا «تسا» در کرج نصب شده بود، از بین رفته و یکی دیگر از آن‌ها به شدت آسیب دیده است. مقام‌های جمهوری اسلامی می‌گویند این وضعیت به دلیل حمله پهپادی به شرکت اتمی کرج به وجود آمده است و آژانس هم باید چنین حمله‌ای را محکوم کند. اما مدیرکل آژانس گفته ایران باید دلیل وضعیتی که برای دوربین‌ها پیش آمده است را به طور رسمی گزارش دهد و سپس آژانس با بررسی آن، برای اقدامات بعدی تصمیم بگیرد.





]]>

امیر اسکندری، جادوگری که رییس فدراسیون فوتبال را به مجلس می‌برد



«محمدمهدی فروردین»، رییس «فراکسیون ورزش» مجلس شورای اسلامی از احتمال دعوت «شهاب‌الدین عزیزی خادم»، رییس فدراسیون فوتبال ایران به مجلس خبر داد و گفت: «حرف‌های آقای عزیزی خادم به نوعی خوراک برای بیگانه‌ها است.»  

سایت «طرف‌داری» نیز خبر داده است که سخنان اخیر رییس فدراسیون فوتبال ایران به مدیران کنفدراسیون فوتبال آسیا رسیده است و احتمال دارد «کمیته اخلاق» این کنفدراسیون برای شهاب‌الدین عزیزی خادم تشکیل پرونده دهد.

شهاب‌الدین عزیزی خادم به شکلی جدی به خرافات، دعانویسی و جادو اعتقاد دارد و از به زبان آوردن آن پرهیز نمی‌کند. اما سوال این‌جا است که چه کسی یا چه جریانی از توسلات رییس فدراسیون فوتبال ایران استفاده می‌کند؟ «مهدی تاج»، نایب رییس ایرانی کنفدراسیون فوتبال آسیا یا آن‌چه محمدمهدی فروردین، رسانه‌های بیگانه خوانده است؟

***

باورهای شهاب‌الدین عزیزی خادم به جادو، دعانویسی و ماورالطبیعه از زمانی آغاز شد که در پایان مجمع انتخاباتی فدراسیون فوتبال ایران در اسفند سال ۱۳۹۹ برخی ادعا کردند او در زمان رو در رو شدن با اعضای مجمع، به دکمه وسط کت آن‌ها خیره می‌شد و صحبت می‌کرد. گفته بودند یکی از نزدیک‌ترین مشاوران او توصیه کرده بود برای تاثیرگذاری و جلب رای اعضای مجمع، به دکمه میانی کت آن‌ها نگاه کند!

شهاب‌الدین عزیزی خادم در دور دوم رای‌گیری موفق شد با اکثریت آرا به عنوان رییس فدراسیون فوتبال انتخاب شود.

هم‌زمان با قدرت گرفتن او در فدراسیون فوتبال، رفت و آمدهای فردی به نام «امیر اسکندری» به فدراسیون هم آغاز می‌شود. سال ۱۳۹۶، رسانه‌های ایران امیر اسکندری را پس از مدتی معرفی با نام اختصاری «الف. الف»، رونمایی کردند. امیر اسکندری در سال‌هایی که شهاب‌الدین عزیزی خادم مدیریت باشگاه «سایپا» را برعهده داشت، به عنوان «جادوگر» نزدیک به این باشگاه شناخته می‌شد.

گمانه‌زنی‌ها را شخص عزیزی خادم بدون آن‌ که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در معرض سوالی در مورد امیر اسکندری و رابطه و اعتقاد شخص خودش با جادوگری باشد، به حقیقت نزدیک کرد. او پس از پیروزی یک بر صفر تیم ملی ایران مقابل سوریه، در نخستین دیدار مرحله نهایی انتخابی جام جهانی ۲۰۲۲ قطر به خبرنگاران گفت: «با دعای خوبان عالم پیروز شدیم.»

رییس فدراسیون فوتبال ایران پیش از دیدار تیم‌های ایران و کره جنوبی در ورزشگاه «آزادی»، وقتی با این سوال خبرنگاران مواجه شد که آیا منظورش از «خوبان عالم»، ارتباط با جادوگری یا شخصی به نام امیر اسکندری است، بدون آن‌ که پاسخی بدهد، از میان آن‌ها عبور کرد.

اما دوشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۰ در برنامه «فوتبال برتر» شبکه۳ صداوسیمای حکومتی ایران، آن‌چه گفته بود را باز هم غیرمستقیم تایید کرد: «ما شکرگزار خداوند عالم هستیم و موفقیت‌های امروز فدراسیون، لطف الهی است. همه مخلوقات حضرت حق هستیم و هر کسی بخواهد با نفسش، قدمش و دعایش به ما کمک کند، دست‌مان را به سویش دراز می‌کنیم. همیشه درباره دعای خیر حرف می‌زنیم و زیارت هم می‌رویم. من بحث اعتقادی خودم را دارم.»

پس از این اتفاق، سایت طرفداری مدعی شد که به گفته یکی از مقامات ارشد کنفدراسیون فوتبال آسیا، حرف‌های عزیزی خادم در برنامه فوتبال برتر برای مسوولان کنفدراسیون فوتبال آسیا حساسیت برانگیز شده است.

ارشدترین مقام ایرانی کنفدراسیون فوتبال آسیا کیست؟ 

مهدی تاج به صورت هم‌زمان، ریاست کمیته فوتبال ساحلی و فوتسال را در کنار نایب رییسی کنفدراسیون فوتبال آسیا برعهده دارد.

سابقه درگیری مهدی تاج و شهاب‌الدین عزیزی خادم هم به دوران ریاست تاج بر فدراسیون فوتبال برمی‌گردد. آذر۱۳۹۶، شهاب‌الدین عزیزی خادم برای انتخابات مجمع فوق‌العاده فدراسیون فوتبال و تصدی پست نایب رییسی نام‌نویسی کرد. اما او در انتخاباتی که به گفته خودش مهندسی شده بود، به شریک و یار قدیمی مهدی تاج، یعنی «محمود اسلامیان» بازی انتخاباتی را باخت. در همان روز، میان تاج و عزیزی خادم و تیم حقوقی‌ او درگیری لفظی شکل گرفت.

حدفاصل دی‌ ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۹، در دورانی که فدراسیون فوتبال ایران پس از استعفای مهدی تاج، بدون رییس و با سرپرست اداره می‌شد، خبرهایی مبنی بر رساندن برخی از اطلاعات داخلی فوتبال ایران از سوی تاج به کنفدراسیون فوتبال آسیا یا فدراسیون جهانی برای به خطر انداختن این فدراسیون و نزدیک شدن به تیغ تعلیق به گوش می‌رسید.

طرفداری مدعی شده است که منبع آگاه خود در کنفدراسیون فوتبال آسیا پیش از این خبر برگزاری بازی بدون تماشاگر ایران و کره جنوبی را در اختیار این سایت گذاشته بود.

طبق ادعای طرفداری، این کنفدراسیون قصد دارد به زودی به موضوع وجود جادوگر در فوتبال ایران ورود کند.

آن‌ چه تا این‌ جا مشخص است، کنفدراسیون فوتبال آسیا از طریق یک مقام ارشد خود که ارتباطات گسترده‌ای در رسانه‌های داخل ایران دارد، از صحبت‌های شهاب‌‌الدین عزیزی خادم در رسانه حکومتی جمهوری اسلامی مطلع شده است.

طبق قوانین فدراسیون جهانی فوتبال، استفاده از خرافه‌ و جادوگری در فوتبال جهان ممنوع است و متخلفان می‌توانند از یک سال تا مادام‌العمر از هرگونه فعالیت‌های مرتبط با فوتبال محروم شوند.

در ایران نیز با وجود خرافه‌زدگی برخی از سران جمهوری اسلامی، در سال‌های گذشته تا حدودی با موضوع توسل باشگاه‌ها، مدیران و مربیان به جادوگران مبارزه می‌شد. نمونه‌هایی مانند محرومیت مادام‌العمر برای دو عامل پرونده جادوگری در سیرجان در کمیته اخلاق فدراسیون یا تشکیل پرونده و ورود «کمیسیون اصل ۹۰» مجلس شورای اسلامی به پرونده فساد فوتبال ایران با عنوان «رواج خرافه‌گرایی، از جمله سحر و جادو» در سال ۱۳۹۴ از معدود و محدود مواردی هستند که در ایران برای مقابله با جادوگری در فوتبال انجام شده است.

حالا با روی کار آمدن فدراسیونی که خودش برای موفقیت تیم‌های ملی، به دعانویسی، جادوگری و دعای «خوبان عالم» چنگ می‌زند، به نظر می‌رسد که راه برای فعالیت سایر جادوگران در فوتبال ایران هم باز شده باشد.

در این بین، مدیران ارشد کنفدراسیون فوتبال آسیا و رییس فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی نیز بهره‌برداری خود را از خرافه‌پرستی‌های شهاب‌الدین عزیزی خادم می‌برند.

 

مطالب مرتبط:

فدراسیونِ دروغ، جاسوسی و اختلاس تعلیق می‌شود؟

اجی مجی لاترجی؛ رمال‌ها کنار زمین فوتبال می‌نشینند؟





]]>

راستی آزمایی ادعای وزیر کشور؛ آیا ۹۰ درصد کشفیات مواد مخدر توسط ایران انجام می‌شود؟



«احمد وحیدی»، وزیر کشور دولت «ابراهیم رئیسی» روز ۲۷ مهر ۱۴۰۰ در حاشیه «نشست تخصصی روند برنامه تحول راهبردی مبارزه با مواد مخدر» مدعی شد: «۹۰ درصد کشفیات مواد مخدر توسط ایران انجام می‌شود.» 

او این اظهارات را در واکنش به ادعای رییس جمهوری آذربایجان که گفته ارمنستان به‌ مدت ۳۰ سال با کمک ایران مواد مخدر به اروپا قاچاق می‌کرده است، عنوان کرد و گفت: «این اظهارات را هیچ‌کس در دنیا تایید نمی‌کند؛ آمارهای رسمی وجود دارند که ۹۰ درصد کشفیات مواد مخدر در دنیا توسط جمهوری اسلامی ایران انجام می‌شود و برخی از کشورهای مدعی، کمتر از یک درصد کشفیات دارند.»

آیا ۹۰ درصد کشفیات مواد مخدر در دنیا در ایران انجام می‌شود؟ آیا سهم سایر کشورهای دنیا در کشف مواد مخدر تنها ۱۰ درصد است؟ آیا اسنادی از دخالت ایران در قاچاق مواد مخدر به اروپا از کانال ارمنستان وجود دارد؟ 

«ایران‌وایر» در این گزارش می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

کشف مواد مخدر در کشورهای مختلف دنیا

برای این که دریافت هر کشور در جهان چه نقشی در کشف مواد مخدر دارد، اول باید به این پرسش پاسخ داد که مواد مخدر در کدام مناطق دنیا تولید می‌شوند و مسیرهای ترانزیت مواد مخدر کجا است؟ قاعدتا کشورهایی که در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرار دارند، می‌توانند و باید نقشی در کشف و مبارزه با قاچاق مواد مخدر ایفا کنند. 

پس سوال اول این است: مواد مخدر در کدام کشورها تولید می‌شود؟

ما در دنیا کشوری نداریم که دست برتر در تولید تمام انواع مواد مخدر را داشته باشد. معمولا هر کشور فعال در تولید مواد مخدر، در یک ماده افیونی نقش عمده دارد. براساس گزارش سال ۲۰۲۱ دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد، افغانستان در تولید تریاک، مرفین و هرویین با در اختیار داشتن  ۸۳ درصد تولید جهان، حرف اول را می‌زند و میانمار با دارا بودن هفت درصد تولید کشور، دوم. ۱۰ درصد تریاک، مرفین و هرویین دنیا نیز در سایر کشورها تولید می‌شود. کلمبیا، پرو و بولیوی کشورهای عمده در تولید کوکایین هستند و مواد مخدر حشیش یا گل نیز تقریبا در همه جای دنیا کشت می‌شود. بسیاری از کشورها هم در تولید مواد مخدر «اکستازی» یا «توهم‌زا» و «ترامادول» نقش دارند.

بنابراین، همان‌گونه که تولید مواد مخدر محدود به یک کشور نیست، نباید انتظار داشت که همه معتادان دنیا نیز یک ماده مخدر را مصرف کنند. نمودار زیر نشان می‌دهد هر ماده مخدر چند درصد جامعه مصرف کنندگان در دنیا را جذب خود ساخته است:

براساس آن‌چه در این نمودار آمده، تریاک، مرفین و هرویین که در کتگوری «Opioid» به رنگ آبی روشن مشخص شده است، تنها ۱۳ درصد جامعه مصرف‌کنندگان مواد مخدر را پوشش می‌دهند و ۸۷ درصد مصرف کننده مواد مخدر، موادی غیر از تریاک، هرویین و مرفین که محصول عمده کشور افغانستان است را مصرف می‌کنند.

سوال دوم این است که مسیرهای ترانزیت مواد مخدر کدام هستند؟

پاسخ این سوال بسته به نوع مواد مخدری که ترانزیت می‌شود، متفاوت است. طبیعتا ایران تنها در مسیر ترانزیت مواد مخدر تولیدی در افغانستان قرار دارد. نقشه زیر مسیرهای ترانزیت تریاک، هرویین و مرفین را نشان می‌دهد که ایران در مرکز آن قرار دارد ولی محدود به ایران نیست:

با وجود آن که کشورهای مختلفی در ترانزیت مواد مخدر افغانستان نقش دارند اما گزارش سازمان ملل متحد حاکی از آن است که سه کشور ایران، ترکیه و پاکستان بیشترین نقش را در ترانزیت هرویین در دنیا دارند. در واقع این سه کشور، کشورهای مبدا به شمار می‌روند:

در نقشه بالا، کشورهایی که با رنگ بنفش مشخص شده‌اند، تولید کننده عمده تریاک و هرویین دنیا هستند.

برخلاف مسیرهای ترانزیت تریاک و هرویین دنیا که ایران محور اصلی آن است، هیچ‌کدام از مسیرهای اصلی یا فرعی ترانزیت کوکایین از ایران نمی‌گذرند. نقشه زیر مسیرهای ترانزیت و کشورهای اصلی تولید و توزیع کننده هرویین دنیا را نشان می‌دهد:

حال پرسش اصلی این است که آیا ۹۰ درصد مواد مخدر دنیا در ایران کشف می‌شود و سهم سایر کشورهای جهان ۱۰ درصد است؟

پاسخ این پرسش به طور قطع، «خیر» است. ایران بیشترین تریاک را سالانه کشف و گزارش می‌کند. در کشف هرویین و مرفین هم ایران در ردیف مهم‌ترین کشورها است. اما سهم بسیار اندکی در سایر مواد مخدر دارد. 

براساس گزارش دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد، ۱۰۲ کشور در سال ۲۰۱۹ سهمی در کشف تریاک و هرویین داشته‌اند اما ۹۸ درصد مواد کشف شده توسط سه کشور ترکیه، ایران و پاکستان گزارش شده است؛ یعنی سه کشوری که عمده‌ترین کشورهای مبدا ترانزیت تریاک و هرویین به شمار می‌آیند، عمده‌ترین کشورها در کشف این مواد نیز هستند.

نمودار و جدول کشورهای موثر در کشف تریاک و هرویین:

میزان کشف تریاک، مرفین و هرویین در دنیا (اعداد به تن مشخص شده‌اند):

کم‌رنگ بودن نقش سایر کشورها در کشف تریاک و هرویین به معنای بی‌تفاوتی آن‌ها در کشف مواد مخدر نیست بلکه آن‌ها در مسیر ترانزیت این مواد قرار ندارند و باید در کشف سایر مواد مخدر دنبال نقش آن‌ها بود.

در گزارش سازمان ملل متحد آمده که ۹۴ درصد کوکایین کشف شده در امریکای شمالی، توسط کشور امریکا انجام شده است. این کشور با کشف ۲۷۷ تن در سال ۲۰۱۹، معادل ۱۸ درصد کل کوکایین کشف شده در دنیا را گزارش کرده است. ۱۹ درصد کوکایین در امریکای مرکزی، توسط کشورهای پاناما، گواتمالا و کاستاریکا کشف و گزارش و بخشی دیگری نیز توسط کشورهای اروپایی کشف شده‌اند.

اگر به سایر مواد مخدر، از جمله مواد مخدر صنعتی و توهم‌زا هم نگاه کنیم، باز ایران سهمی بسیار ناچیز دارد؛ برای مثال، در کشف مواد مخدر «متامفتامین»، بیشترین کشف در امریکا انجام می‌شود و ایران پس از امریکا، تایلند، مکزیک، چین، میانمار و اندونزی در رتبه هفتم قرار دارد:

در کشف مواد مخدر اکستازی نیز ایران در میان ۱۵ کشور اول جایی ندارد و اگر سهمی هم داشته باشد، در ۱۴ درصدی که با عنوان «سایر کشورها» در نمودار زیر مشخص شده است، باید لحاظ شده باشد:




 

در کشف مواد توهم‌زا توسط کشورهای دنیا که باز امریکا بیشترین نقش را دارد، ایران بعد از امریکا، مکزیک، تایلند، عربستان، بریتانیا، ترکیه، گواتمالا، اندونزی و هلند، در رتبه دهم قرار دارد:

در این اکسل شیت (Drug seizures 2015–2019)، کل مواد مخدری که توسط کشورهای جهان در سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ کشف و گزارش شده‌اند، به تفکیک جنس و وزن در دسترس هستند و با مرور آن می‌توان نقش هر کشور را بررسی کرد.

بنابراین، برخلاف ادعای احمد وحیدی، وزیر کشور که مدعی است ۹۰ درصد کشفیات مواد مخدر دنیا در ایران اتفاق می‌افتد، ایران سهمی بسیار اندک در کشف مواد مخدر دارد. چرا که تنها ۱۳ درصد مواد مخدر مصرفی دنیا در افغانستان تولید و از مسیر ایران، پاکستان و ترکیه به دنیا ترانزیت می‌شود و ایران اگر نقشی هم دارد، تنها در کشف تریاک، هرویین و مرفین است و در کشف سایر مواد مخدر یا اساسا نقشی ندارد یا اگر هم دارد، ناچیز است. ۸۷ درصد مواد مخدر مصرفی دنیا غیر از محصولی است که از مسیر ایران ترانزیت می‌شود. بنابراین، در کشف این مواد نمی‌توان نقش چندانی برای ایران قائل بود.

نکته دیگر این که کل تریاک، هرویین و مرفین کشف شده در سال ۲۰۱۹ در دنیا تقریبا معادل ۱۰ درصد تولید شده است. همان‌طور که در جدول بالا آمده، ایران در سال ۲۰۱۹ معادل ۶۵۶ تن تریاک، ۱۸.۲ تن مرفین و ۱۷ تن هرویین کشف کرده، حال آن که در این سال بالای هفت هزار و ۵۰۰ تن تریاک تولید و بخش عمده آن از طریق ایران ترانزیت شده است؛ به طوری که در گزارش سال ۲۰۲۱ سازمان ملل متحد آمده که ۹۸ درصد هرویین کشف شده در بلژیک از ایران ترانزیت شده است، ۶۰ درصد هرویین کشف شده در ایتالیا که از راه دریایی به این کشور قاچاق شده، از ایران ترانزیت شده است و ایران و قزاقستان دو کشور عمده در ترانزیت مواد مخدر به آلمان هستند. ایران و پاکستان دو کشور عمده در ترانزیت مواد مخدر به کشور هند شناخته شده‌اند.

آیا ایران در قاچاق مواد مخدر از خاک ارمنستان نقش داشته است؟

هیچ سندی برای پاسخ مثبت و منفی دادن به این پرسش در دست نیست، تنها در گزارش سال ۲۰۲۱ دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد به این نکته اشاره شده که ۲۰ درصد مواد مخدر قاچاق شده به گرجستان از مسیر ارمنستان به این کشور ترانزیت شده است. ولی این گزارش به این پرسش پاسخ نمی‌دهد که این مواد از مسیر کدام کشور وارد ارمنستان شده‌اند. آن‌چه روشن است، این است که هر دو کشور همسایه جنوبی و شرقی این کشور، یعنی ایران و آذربایجان در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرار دارند و مواد مخدر ترانزیت شده از مسیر ارمنستان باید از ایران یا آذربایجان وارد این کشور شده باشد؛ مگر این که تصور کنیم قاچاق مواد مخدر به ارمنستان از مرز هوایی انجام شده که بسیار دور از ذهن است تمام مواد مخدری که از این کشور به گرجستان ترانزیت شده‌اند، از مرز هوایی وارد ارمنستان شده باشند. 

جمع‌بندی

احمد وحیدی، وزیر کشور مدعی است: «۹۰ درصد کشفیات مواد مخدر توسط ایران انجام می‌شود.» 

او ادعای رییس جمهوری آذربایجان که گفته بود ارمنستان به‌ مدت ۳۰ سال با کمک ایران مواد مخدر به اروپا قاچاق می‌کرده است را رد کرده و معتقد است سهم کشورهای مدعی مبارزه با مواد مخدر در کشفیات، یک درصد هم نیست.

بررسی‌های «ایران‌وایر» نشان می‌دهند که این ادعا کاملا بی‌ربط است زیرا مواد مخدر تولید شده در افغانستان که از سه کشور ایران، پاکستان و ترکیه به دنیا ترانزیت می‌شوند، تنها ۱۳ درصد مواد مخدر مصرفی در دنیا را تشکیل می‌دهند. بنابراین، حتی اگر ایران در کشف تریاک و هرویین نقش عمده داشته باشد که البته در ترانزیت آن نیز بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، نقشی محوری بازی می‌کند، در کشف سایر مواد مخدر که ۸۷ درصد مواد مصرفی در دنیا را تشکیل می‌دهد، سهمی بسیار ناچیز دارد. 

طبیعتا کشورهایی که در مسیر ترانزیت یک نوع از مواد مخدر قرار ندارند، در کشف آن نیز سهمی ندارند؛ مثل سهم ناچیز ایران در کشف کوکایین که در مسیرهایی غیر از مسیر ایران ترانزیت می‌شوند.

هیچ سندی دال بر رد یا اثبات ادعای رییس جمهوری آذربایجان در خصوص نقش ایران در ترانزیت مواد مخدر از مسیر ارمنستان وجود ندارد. تنها سند موجود، گزارش سال ۲۰۲۱ دفتر مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد است که می‌گوید ۲۰ درصد مواد مخدر ترانزیت شده به گرجستان از ارمنستان وارد این کشور می‌شود. قاعدتا مواد مخدری که از ارمنستان به گرجستان می‌روند، باید از ایران یا آذربایجان به عنوان دو همسایه جنوبی و شرقی که هر دو نیز در ترانزیت مواد مخدر نقش دارند، عبور کرده باشند.

مجموعه بررسی‌های «ایران‌وایر» نشان می‌دهد که ادعای احمد وحیدی، وزیر کشور مبنی بر این که ۹۰ درصد کشفیات مواد مخدر توسط ایران انجام می‌شود، واجد نشان «حقیقت ندارد» است.


 

مطالب مرتبط:

دروغ شاخ‌دار محمود علوی؛ وزارت اطلاعات برای هیچ‌کس مزاحمتی نداشته است

اعتراض بیش از سیصد هنرمند و روزنامه‌نگار به تداوم نبود آزادی بیان

گزارش‌گران بدون مرز توقیف روزنامه جهان صنعت و سرکوب رسانه‌ها را محکوم کرد

سایه سیاست روی مطالب رسانه‌های درستی سنجی

تحدید آزادی بیان و تهدید روزنامه‌نگاران؛ حکایت کرملین و رسانه‌های مستقل





]]>

معجزه قارچ؛ درمان سرطان، پیشگیری از افسردگی



مینو علوی

در دنیای امروز، پژوهش‌های زیادی درباره جزییات زندگی انجام می‌شود که گاه نتایج اعجاب‌آوری دارند؛ مثلا با تغییر رژیم غذایی یا عادت خواب و یا حتی انجام یک ورزش کوچک، ممکن است بتوانیم جلوی نفوذ یک بیماری سخت را در بدن‌ خود بگیریم. «ایران‌وایر» در سلسله مطالبی با عنوان «سلامت روح و جسم»، به همین جزییات و تغییرات کوچک و قابل دسترس می‌پردازد که روی کیفیت زندگی تاثیرات شگرف دارند.

***

قارچ، این ماده بی‌مزه و گوشتی که در شکل‌ها و رنگ‌های مختلف در طبیعت وجود دارد و از روزگار قدیم در تهیه داروهای گیاهی در اقصی‌نقاط جهان مورد استفاده قرار می‌گرفته، بار دیگر معجزه کرده است. حالا دانشمندان در «دانشگاه آکسفورد» بریتانیا و شرکت داروسازی «نوکانا» با به کارگیری روشی نوین توانسته‌اند «کوردیسپین» به دست آمده از قارچ هیمالیایی را به گونه‌ای تغییر دهند که در بدن به‌ راحتی تجزیه نشود و بتواند خود را به سلول‌های سرطانی و تومورها برساند و در درمان سرطان موثر شود. 

اما در کنار این تحقیق، پژوهش دیگری نیز در «دانشگاه پنسیلوانیا» امریکا می‌گوید که خوردن مرتب همه انواع قارچ علاوه بر کمک به پیش‌گیری از سرطان و بیماری‌های قلبی، به کاهش علایم افسردگی نیز منجر می‌شود.

دانشمندان و متخصصان علوم تغذیه از سال ۱۹۵۰ درباره اثرات بی‌نظیر قارچ می‌دانستند. آن‌ها شنیده بودند که مردم محلی نپال و بخش‌هایی از چین برای هزاران سال از یک نوع قارچ هیمالیایی، داروی گیاهی تهیه می‌کنند و از آن برای درمان التهاب، بیماری‌های سخت درمانی مانند سرطان و بیماری‌های مرتبط با پیری استفاده می‌کنند. 

در طول این ۷۱ سال، صدها مطالعه درباره شفابخشی ماده استخراج شده از این قارچ با نام کوردیسپین در بیماری‌هایی مانند سرطان، بیماری‌های قلبی و عروقی، التهاب، مشکلات سلامت روان، اختلالات متابولیک، درد و بیماری‌های دستگاه تنفسی انجام شده و هر از گاهی نتایج بسیار مثبتی درباره مصرف این ماده به صورت فرآوری شده یا خام آن به دست آمده است.

با این‌حال، بیشتر این تحقیقات در مرحله کاشت‌های سلولی و آزمایش روی حیوانات باقی‌ مانده‌اند و کمتر به صورت بالینی روی انسان‌ها بررسی شده‌اند. اما به تازگی تحقیقی که در دانشگاه آکسفورد بریتانیا و شرکت داروسازی نوکانا انجام شده، پا را از مرحله آزمایش روی حیوانات فراتر گذاشته و وارد فاز دوم بالینی خود شده است.

چه‌طور قارچ هیمالیایی به درمان سرطان کمک می‌کند؟

دانشمندان در دانشگاه آکسفورد توانسته‌اند روشی را ابداع کنند که کوردیسپین را که بسیار شکننده است و در مجاورت آنزیم‌های بدن به سرعت تجزیه می‌شود، پایدارتر نگه دارند تا بتواند خود را به تومورها و سلول‌های سرطانی برساند. آن‌ها نام این دارو را «نوک-۷۷۳۸» نامیده‌ و مرحله اول مطالعه بالینی را بر روی افرادی که سرطان پیشرفته دارند، به پایان رسانده‌اند.

نتایج این مطالعه بالینی نشان داده است که بیماران به این داروی شیمی‌درمانی کمتر واکنش منفی نشان داده و می‌توانند مقادیر بیشتری از آن را تحمل کنند. هم‌چنین در بیمارانی که سرطان‌های مقاوم در برابر درمان دارند، در اثر مصرف این دارو، علایمی از فعالیت‌های ضد‌سرطان در بدن آن‌ها مشاهده شده است.

نتایج این تحقیق که در ژورنال «کانسر ریسرچ» منتشر شده، خوش‌بختانه روی موارد واقعی و بالینی نیز مثبت عمل کرده است و احتمالا در فاز دوم مطالعه بالینی نتایج محکم‌تر و امیدوارکننده‌تری را در پیش خواهد داشت.

مصرف روزانه قارچ، افسردگی را درمان می‌کند

در طب سنتی ایرانی، گل سرخ یکی از روش‌های درمان افسردگی و اضطراب است. درباره گل سرخ شواهد علمی چندانی وجود ندارد اما برای کسانی‌ که طرف‌دار درمان‌های گیاهی هستند، باید بگوییم که مطالعات نشان داده‌اند که قارچ می‌تواند به درمان افسردگی کمک کند و سلامت روان افراد را بهبود بخشد.

کمتر از ۱۰ روز پیش، محققان دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا در امریکا نتایج تحقیق خود را منتشر کردند که بر اساس آن، «ارگوتیونین» موجود در قارچ که یک آنتی اکسیدان است، می‌تواند ما را در مقابل تخریب سلول‌ها و بافت‌های مغزی محافظت کند و این یعنی در مقابل بیماری‌هایی مانند اسکیزوفرنی، افسردگی و اختلال دوقطبی کمتر آسیب‌پذیر خواهیم بود.

در این تحقیق، پژوهش‌گران با بررسی داده‌های مربوط به بیش از ۲۴ هزار امریکایی بالای ۱۸ سال، بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۶ به دنبال رابطه بین تغذیه و سلامت روان بودند که به این نتیجه شگفت‌انگیز رسیدند.

دکتر «دجبریل با»، از محققان اصلی این پژوهش در دانشگاه علوم پزشکی ایالت پنسیلوانیا گفته است: «قارچ‌ها بهترین منبع غذایی حاوی اسید آمینه ارگوتیونین هستند که به‌عنوان یک ماده ضدالتهابی شناخته می‌شود و متاسفانه بدن خود انسان نمی‌تواند آن را تولید کند. بنابراین مصرف مرتب و کافی از این ماده می‌تواند مانع استرس اکسیداتیو شود و علایم افسردگی را بهبود بخشد.»

هم‌چنین نتایج این تحقیق نشان داده‌اند قارچ سفید دکمه‌ای که رایج‌ترین و پرمصرف‌ترین نوع قارچ در امریکا و البته ایران به شمار می‌رود، حاوی مقادیر زیادی پتاسیم است که در بهبود علایم اضطراب تاثیر دارد. 

نوع دیگری از قارچ با نام «یال شیر» یا «هریسیوم» نیز باعث تحریک ترشح فاکتورهای نوروتروفیک مانند فاکتور رشد و تکثیر سلول‌های دستگاه عصبی می‌شود و در کاهش علایم افسردگی مفید است.

این تحقیق که سایر عوامل اجتماعی، از جمله طبقه و وضعیت رفاه را نیز در نظر گرفته است، می‌گوید فارغ از وضعیت اجتماعی مشارکت‌کنندگان در این تحقیق که اغلب (۶۶ درصد) زنان سفید‌پوست با تبار اروپای شمالی و غربی بوده‌اند، به مقدار قابل توجهی کمتر از کسانی‌ که قارچ نمی‌خورده‌اند، علایم اضطراب، افسردگی و مشکلات سلامت روان را گزارش کرده‌اند.

پیش از این تحقیق، مطالعات انگشت‌شماری درباره ارتباط بین خوردن قارچ و افسردگی انجام شده و آزمایش‌های بالینی اکثر آن‌ها، کمتر از ۱۰۰ شرکت‌کننده داشته است. به همین دلیل نیز محققان می‌گویند این مطالعه اهمیت بالینی بالقوه‌ای دارد و نظام سلامت عمومی باید مصرف قارچ را به عنوان ابزاری برای کاهش افسردگی و جلوگیری از بیماری‌های دیگر معرفی و تشویق کند.





]]>

تداوم حبس انفرادی چهار شهروند بهائی در شیراز



استان‌وایر- با گذشت یک ماه از بازداشت چهار شهروند بهائی در شیراز، این شهروندان به نام‌های نگار قادری سعدی، معین میثاقی، هایده فروتن و پسرش، مهران مصلی‌نژاد هم‌چنان در سلول‌های انفرادی بازداشت‌گاه پلاک ۲۰۱ نیروی انتظامی شیراز در بازداشت هستند. تاکنون، مسئولین مربوطه هیچ پاسخ روشن و صریحی در مورد اتهام این چهار تن و مدت زمان قرار بازداشت موقت به خانواده‌های بازداشت‌شدگان نداده‌اند.

حوالی ظهر روز چهارشنبه ۳۱ شهریور، ماموران اداره اطلاعات شیراز به منزل معین میثاقی هجوم برده و به طرز وحشیانه‌ای شروع به بازرسی منزل می‌کنند به طوری که ظرف سوپ داغ روی پاهای کودک یک سال و نیم آقای میثاقی می‌ریزد و موجب سوختگی پای کودک می‌شود. ماموران پس از تفتیش منزل، معین میثاقی را هم بازداشت می‌کنند. 

هم‌زمان، ماموران به منزل نگار قادری مراجعه کرده و پس از تفتیش منزل، تلفن‌های همراه، تبلت، رسیور ماهواره و چند تا کتاب دعا را ضبط و این شهروند ۵۹ ساله بهائی را هم بازداشت می‌کنند. قابل ذکر است نگار قادری به دلیل بیماری زخم معده و پوکی استخوان شدید در حال گذراندن دوره تغذیه درمانی بوده که به دلیل عدم رعایت رژیم درمانی، دچار سوزش‌های شدید معده در زندان شده است و در صورت ادامه‌ پیداکردن این وضعیت، احتیاج به درمان و معاینه پزشک خواهد داشت.

در همین روز، ماموران به منزل هایده فروتن و پسرش، مهران مصلی نژاد مراجعه کرده و پس از بازرسی منزل به دلیل عدم حضور هایده فروتن، نامبرده و پسرش را برای پاره‌ای توضیحات به اداره آگاهی احضار می‌کنند که پس از مراجعه، هر دو تن بازداشت می‌شوند.

قابل ذکر است منازل این چهار شهروند بهائی در فروردین ماه گذشته توسط ماموران اداره اطلاعات، بازرسی و وسایل شخصی ایشان مانند کامپیوتر، لپ تاب و موبایل هم‌چنین کتب و عکس‌های مذهبی ضبط شده است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

وزیر دارایی اسرائیل: زمان درگیری با ایران دور نیست



استان‌وایر- «آویگدور لیبرمن»، وزیر دارایی اسرائیل گفته برای درگیری با ایران تنها مساله زمان مطرح است و این زمان هم آن قدر دور نیست.

لیبرمن روز پنج‌شنبه ۲۹ مهر در مصاحبه با وب‌سایت «والانیوز» گفت تردیدی نیست که تقابل مستقیم با ایران در آینده‌ای نه چندان دور اتفاق خواهد افتاد.

لیبرمن هم‌چنین با اشاره به پیشرفت برنامه اتمی کره شمالی با وجود مذاکرات دیپلماتیک تاکید کرد که هیچ اقدام یا توافق دیپلماتیک برنامه هسته‌ای ایران را متوقف نخواهد کرد.

لیبرمن با بیان این که مردم اسرائیل نباید در «توهم» زندگی کنند، اضافه کرد: «هیتلر کتاب مشهور خود را در سال ۱۹۲۳ نوشت و بعد از آن قدرت را تصاحب کرد. ایران نیز علنا به جامعه بین‌الملل اعلام کرده خواستار نابودی اسرائیل است و در رسیدن به این هدف نیز جدی است.»

لیبرمن درباره تایید بودجه جدید در اسرائیل برای حمله احتمالی به ایران گفت: «آن‌ها غافل‌گیر شدند که چرا چنین بودجه بزرگی برای ارتش اسرائیل تایید شده است. این پول قرار است بیشتر شود و با آن سیستم‌های پیشرفته‌تر خواهیم خرید.»

روز سه‌شنبه هفته جاری رسانه‌های اسرائیلی اعلام کردند دولت این کشور یک و نیم میلیارد دلار به تقویت قابلیت حمله به تاسیسات هسته‌ای جمهوری اسلامی اختصاص داده است.

کانال ۱۲ اسرائیل گزارش کرده است که این بودجه که یک میلیارد دلار آن امسال و نیم میلیارد دلار دیگر آن سال آینده آزاد می‌شود، صرف خرید هواپیما، تولید تسلیحات ویژه و گردآوری اطلاعات از طریق ماهواره خواهد شد که برای حمله به تاسیسات اتمی ایران به کار خواهد رفت.

پیش از این، «آویو کوخاوی»، رییس ستاد ارتش اسرائیل نیز گفته بود اسراییل آماده‌سازی‌ها برای اقدام علیه برنامه هسته‌ای ایران را سرعت بخشیده است.





]]>

فرزند شهیدی که خودسوزی کرده بود، جان باخت



استان‌وایر-  «روح‌الله برازیده»، فرزند شهیدی که دو روز پیش در مقابل بنیاد شهید استان کهگیلویه و بویراحمد اقدام به خودسوزی کرده بود، امروز پنج‌شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰ درگذشت.

این شهروند ۳۸ ساله پس از اقدام به خودسوزی، به بیمارستان «شهید بهشتی» یاسوج منتقل و پس از انجام برخی اقدامات، از این بیمارستان به بیمارستان «امیرالمومنین» شیراز اعزام شده بود.

«همشهری آن‌لاین» به نقل از دکتر «مهدی اصلانی»، پزشک معالج روح‌الله برازیده گفته او دچار سوختگی ۸۶ درصد شده و به ریه و مجاری تنفسی او آسیب شدیدی وارد شده بود و با وجود دستگاه تنفس مکانیکی، ساعتی پیش درگذشت.

به گزارش شبکه‌های اجتماعی، دلیل خودکشی این مرد،‌ بی‌کاری و مشکلات معیشتی بود.

گفته شده که روح‌الله برازیده که متاهل و دارای سه فرزند بود، در اعتراض به بی‌توجهی مسوولان بنیاد شهید به درخواستش برای دریافت وامِ اشتغال، خودسوزی کرده بود. 

در ما‌های اخیر، گزارش‌هایی در مورد خودکشی سه معلم، همسر یک کارگر شهرداری دهدشت و یک کارگر در شهرستان کنگان منتشر شده است. دلیل همه این خودکشی‌ها، مشکلات معیشتی اعلام شده است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

دروغ پراکنی به هفت زبان؛ شبکه‌های هوادارچین و بیماری کووید ۱۹



 
 

پروپاگاندای حامیان حکومت چین پدیده‌ تازه‌ای نیست. از پوسترهای هنریِ دوره‌ جنگ گرفته تا روزنامه‌ها و شبکه‌های تلویزیونی حکومتیِ دوران معاصر، «حزب کمونیست» چین نزدیک به یک قرن است که با تهیه و ترویج اخبار جعلی و اطلاعات گمراه‌ کننده‌، می‌کوشد منافع خود را تامین و تضمین کند. 

حزب کمونیست وظیفه این مهم را نیز بر عهده‌ نهادی به‌ نام «اداره تبلیغات» گذاشته است. با وجود این، دایره‌ فعالیت‌های آن‌لاین این نهاد، دست‌کم خارج از محدوده‌ اینترنت ملی چین که به شدت تحت کنترل است، در مقایسه با دیگر حکومت‌های پروپاگانداچی مثل روسیه، کمتر شناخته شده است. 

پژوهش‌های جدید نشان می‌دهند که در دوران همه‌گیری کرونا، رسانه‌های حامی پکن موفق شده‌اند سیطره نفوذ خود را در فضای مجازی گسترش دهند.

در گزارشِ اخیر شرکت «مندیانت» (Mandiant) که در حوزه امنیت سایبری فعالیت می‌کند، آمده است که فعالان هوادار حکومت چین در ۷۰ پلتفرم، فروم و وب‌سایت، به دست‌کم هفت زبان مطلب منتشر می‌کنند. این مطالب که اکثراً اخباری جعلی‌ درباره کووید-۱۹ هستند، فضای مجازی، از «فیس‌بوک» و «تیک‌تاک» گرفته تا «لایوژورنال»، «تامبلر» و «ف-کُنتاکته» را فراگرفته‌اند.

یافته‌های این شرکت با نتیجه تحقیقات «گروه تحلیل تهدیدها» (TAG) هم‌خوانی دارند. این شرکت وابسته به «گوگل» اخیراً اعلام کرده که تنها در ماه جولای و آگوست، حدود دو هزار کانال «یوتیوب» را مسدود کرده است؛ کانال‌هایی که به‌صورت هماهنگ، مطالبِ هواداران حکومت چین را منتشر می‌کردند؛ ویدئوکلیپ‌هایی که گرچه اغالب حاوی مطالبی تبلیغاتی و سرگرم‌ کننده بودند، در برخی موارد تدابیر ایالات متحده امریکا علیه کووید-۱۹ و کارزار واکسیناسیون را به بحث می‌گذاشتند یا به سایر مسایل اجتماعی در این کشور می‌پرداختند.

شبکه‌هایی از این دست، حداقل از سال ۲۰۱۷ به این سو، در «توییتر» مشغول به فعالیت هستند و اخبار و مطالبی را در راستای منافع چین به اشتراک می‌گذارند. نمونه بارز آن‌هم پُست‌هایی است که علیه دموکراسی‌خواهان در جریان اعتراضات هنگ‌کنگ، در فضای مجازی منتشر شدند. اما فعالیت آن‌ها در دو سال اخیر به میزان قابل توجهی افزایش یافته و بیشتر بر همه‌گیری متمرکز شده است.

در برخی موارد، چندین حساب کاربری به یک حساب کاربرنما که شخصیتی حقیقی نیست، لینک شده و اخبار و اطلاعات گمراه‌ کننده آن حساب را به زبان‌های مختلف، از جمله انگلیسی، چینی، روسی، آلمانی، اسپانیایی، کره‌ای و ژاپنی، در چندین شبکه‌ اجتماعی منتشر می‌کنند. 

آن‌ها از نام‌های کاربری مشابه و مجموعه عکس‌‌های پروفایل جعلی استفاده کرده، حساب‌های کاربری‌ خود را به یک‌دیگر لینک می‌کنند و این‌گونه می‌کوشند نشان دهند که پشت این حساب‌های جعلی، کاربرانی حقیقی نشسته‌اند. بعضی اوقات هم این حساب‌ها را به حساب‌های کاربری دیگر در توییتر لینک می‌کنند.

اما پُست‌های آن‌ها بی‌عیب و ایراد نیستند. در برخی، اشتباهات ترجمه مشهود است؛ اشتباهاتی که معمولاً از فردی که به زبان مادری خود می‌نویسد، بعید‌ است. 

با وجود این، این‌گونه مطالب می‌توانند به اندازه کافی قانع کننده به‌نظر بیایند و کاربرانی را که متوجه فعالیت‌های مخرب این افراد نیستند، فریب دهند.

 

چه‌ نوع اخبار جعلی را منتشر می‌کنند؟

ادعای اصلی آن‌ها این است که منشاء ویروس کووید-۱۹ در چین نیست. این ادعا غلط است، زیرا گرچه دانشمندان هنوز نمی‌دانند کووید-۱۹ دقیقاً از کدام نقطه آمده، اکثراً بر این نکته اتفاق نظر دارند که از چین شیوع یافته است. 

نخستین موارد ابتدا به این بیماری، در شهر «ووهان» چین شناسایی شدند. بنابراین، به احتمال قوی این بیماری از ووهان یا از حوالی آن نشأت گرفته است. 

اما فعالان رسانه‌‌ایِ هوادارِ حکومت چین با استفاده از نظریه‌‌های توطئه می‌کوشند این فرضیه را زیر سوال ببرند. عده‌ای از آن‌ها چند پیام توییتریِ تایید نشده را اساس قرار داده و مدعی می‌شوند که بیماری کووید-۱۹ پیش از آن که به چین برسد، در ماه دسامبر ۲۰۱۹ در ایالات متحده امریکا شیوع یافته است. برخی دیگر می‌گویند که منشا این بیماری، آزمایشگاهی در امریکا، مثلاً پادگان «فورت دیتریک» در ایالت «مریلند» است. این ادعای غلط نیز حرف تازه‌ای نیست. ماه‌ها است که مقامات چینی در شبکه‌های اجتماعی این حرف را تبلیغ و ترویج می‌کنند. «استودیو هلث» پیش‌تر یه این موضوع پرداخته است.

ماجرای این شایعه به سال‌های ۱۹۵۰ بازمی‌گردد. در جریان جنگ «کره»، دولت چین مدعی شد که ایالات متحده امریکا «جنگ میکروبی» به راه انداخته و موجب شیوع «طاعون»، «وبا» و چند بیماری دیگر در چین و کره شمالی شده است. 

به گفته مرکز پژوهش‌های اینترنتی و امنیت سایبری «دانشگاه استنفورد»، گرچه این شایعات هم‌چنان به اختلاف نظر بین کشورهای غربی دامن می‌زنند اما اسناد تاریخی و شواهد علمی فراوانی موجودتذ که این شایعات را به‌ کلی رد می‌کند.

گرچه نمی‌توان گفت که اظهاراتی از این دست درباره شیوع بیماری کووید-۱۹ دقیقاً به چه دلیلی مطرح می‌شوند اما به نظر می‌رسد که انگیزه اصلی، از یک سو تقویت احساسات ضد امریکایی است و از سوی دیگر، تاکید بر این نکته که چین نقشی در شیوع این بیماری نداشته است.

مساله‌ نگران کننده آن است که ظاهراً این شبکه‌‌های دروغ‌پراکن موفق شده‌اند عده‌ای از کاربران را متقاعد کنند که نه تنها اخبار جعلیِ آن‌ها را باور بلکه به‌طور غیر رسمی از چین نیز حمایت کنند. 

پژوهش‌گران مندیانت از حساب‌هایی جعلی، پُست‌هایی یافته‌اند که از هواداران خود می‌خواهند علیه افرادی که بدون ارایه سند علمی می‌گویند منشا بیماری کووید-۱۹ آزمایشگاهی در چین است، اعتراض کنند. شواهدی در دست نیست که نشان دهند آیا این پیام‌ها افرادی را بسیج کرده‌اند یا نه اما می‌دانیم که پس از انتشار آن‌ها، عکس‌های فتوشاپ شده‌ای از عده‌ای معترض، در فضای مجازی دست به دست شدند. 

تلاش برای مقابله با دروغ‌پراکنی هواداران حکومت چین گسترش یافته است اما هم‌زمان این شبکه‌ها نیز جای پای خود را در فضای مجازی باز می‌کنند و کاربران بیشتری را در دام اخبار گمراه‌ کننده خود می‌اندازند. دروغ‌پراکن‌ها بسیارند؛ از رسانه‌های هوادار کرملین گرفته تا فعالان جنبش ضد واکسن در امریکا. روز به روز نیز بر میزان اخبار جعلی در فضای مجازی افزوده می‌شود. به این دلیل هم باید بیشتر از همیشه نسبت به این مساله حساس بود و کوشید تا اخبار دروغین را از امور واقع تمیز داد.  





]]>

مادری در پی اعدام هم‌زمان دو فرزندش در زندان سپیدار سکته کرد و جان‌ باخت



استان‌وایر- پایگاه خبری «هه‌نگاو» از مرگ زنی از اهالی شهرستان رامهرمز پس از اجرای حکم اعدام هم‌زمان دو فرزندش خبر داد و نوشت این مادر دچار سکته شده و جان‌باخته است.

بنابراین گزارش، این اتفاق به درگیری میان مردم و نیروهای امنیتی منجر شده است و تاکنون  چند شهروند در این رابطه بازداشت شده‌اند.

سحرگاه روز سه‌شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰، حکم اعدام دو برادر اهل رامهرمز به نام‌های «علی‌محمد محمدی» ۴۵ ساله و «اسلام محمدی» ۳۸ ساله در زندان «سپیدار» شهر اهواز به اجرا در آمد.

هه‌نگاو به نقل از یک منبع آگاه نوشته است: «پس از اجرای حکم اعدام این دو برادر، مادر آن‌ها نیز دچار سکته قلبی شده و پس از انتقال به مرکز درمانی، جان باخته است.»

این دو برادر همراه با چندین تن دیگر از ساکنان رامهرمز در یک نزاع و درگیری دسته‌جمعی که خرداد ۱۳۹۴ در روستای «پتک جلالی» میان دو طایقه «محمدی» و «محمد موسایی» رخ داد، بازداشت شده بودند.

در این نزاع، دست‌کم ۲۳ نفر کشته شدند که به گفته شاهدان و ساکنان روستا، اغلب آن‌ها بر اثر‌ شلیک مستقیم گلوله از سوی نیروهای امنیتی جان خود را از دست داده‌اند.

یکی از اهالی روستا در همان دوران درگیری، ویدیویی از این درگیری‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرد. به نظر می‌رسد اکنون قوه قضاییه قصد دارد با اعدام چند شهروند که اتهامات آن‌ها اثبات نشده‌اند، نیروهای امنیتی را در این ماجرا تبرئه کند.

بنابرگزارش منتشر شده در پایگاه خبری هه‌نگاو، «علی‌رضا قاسمی‌نژاد»، دادستان رامهرز مسوول مستقیم اجرای حکم اعدام این دو برادر  بوده و طی روزهای دیگر قرار است حکم اعدام هشت نفر دیگر اجرا شود.

پس از اجرای حکم اعدام، این دو برادر با نیروهای امنیتی درگیر شده و دست‌کم پنج نفر زخمی و ده‌ها نفر نیز بازداشت شده‌اند. اینترنت رامهرمز قطع شده و شهر به طور کامل در حال امنیتی شدن است.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

نگرانی عفو بین‌الملل از تاثیر کرونا بر آزادی بیان و حقوق بشر



در دوران همه‌گیری کرونا، بسیاری از روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و سیاسی و حتی وکلا به دلیل اطلاع‌رسانی در خصوص وضعیت شیوع ویروس در ایران و پی‌گیری مطالبات مردمی، احضار و بازداشت شدند. سازمان حقوق بشری «عفو بین‌الملل» به تازگی در بیانیه‌ای از اثر مخرب تداوم محدودیت‌های کرونایی بر آزادی بیان و حقوق بشر ابراز نگرانی کرده است.
این سازمان با اشاره به این که از زمان شروع همه‌گیری کرونا در آغاز سال ۲۰۲۰، حق آزادی بیان هدف حمله قرار گرفته، آورده است که دولت‌ها این همه‌گیری را بهانه‌ای کرده‌اند برای ساکت کردن صدای منتقدان
در بخشی از این بیانیه آمده است: «عفو بین‌الملل نگران است که محدودیت‌های مربوط به کووید-۱۹ نه اقداماتی موقتی بلکه بخشی از حمله مداوم به حقوق بشر و فضای مدنی باشند
سازمان‌های حقوق بشری از ابتدای همه‌گیری هشدار داده‌اند که در برخی از کشورهای جهان این بیماری به ابزاری برای ساکت کردن مردم تبدیل شده است یا خواهد شد.
پیش از این، «خانه آزادی» طی گزارشی آورده بود که حکومت‌ها در سراسر جهان از همه‌گیری ویروس کرونا به عنوان بهانه‌ای برای تشدید کنترل اینترنت و سرکوب مخالفان استفاده می‌کنند.
در ایران نیز از ابتدای این همه‌گیری، پرونده‌های قضایی بسیاری در جهت مقابله با اطلاع‌رسانی تشکیل شده است.
در اردیبهشت ۱۴۰۰، «فدراسیون بین‌االمللی روزنامه‌نگاران» در گزارشی از افزایش پی‌گرد‌های قضایی و فشارهای امنیتی بر روزنامه‌نگاران ایرانی از زمان شیوع کرونا خبر داده بود
این فدراسیون اعلام کرده بود روزنامه‌نگارانی که درباره کرونا و فساد در حکومت اطلاع‌رسانی کرده‌اند، با آزار و اذیت مواجه شده‌اند
براساس این گزارش، فشارها بر روی خبرنگاران استانی و محلی نیز بیشتر بوده است.
در این گزارش از «شهرام صفری» در کرمانشاه و «الهه رمضان‌پور»، خبر‌نگار «همشهری» در استان گلستان نام برده شده بود.
الهه رمضان‌پور به دلیل گزارش‌های مربوط به بحران کرونا در این استان با شکایت قضایی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی مواجه شد و در دادگاه شهرام صفری، خبرنگار کُرد ساکن کرمانشاه را نیز به دلیل نوشته‌هایش درباره کرونا و انتشار آمار مبتلایان به این ویروس، به ۹۱ روز حبس محکوم کرد.
این تنها بخشی از برخوردهای قضایی جمهوری اسلامی با فعالان رسانه‌ای و خبرنگاران است. «حسین رزاق»، فعال رسانه‌ای و سیاسی شهریور ۱۴۰۰ از سوی شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کارکنان دولت به اتهام «نشر اکاذیب در خصوص بیماری کرونا» به دادگاه احضار شد. او طی دو سال اخیر، بارها به علت نوشته‌هایش در انتقاد از وضعیت حکم‌رانی در ایران و عملکرد دولت و حکومت در مهار ویروس کرونا و عدم واردات واکسن کرونا، توسط دادگاه فرهنگ و رسانه تهران احضار شده که از حضور در جلسات دادگاه سر باز زده است.
در موردی دیگر، «پیمان طالبی»، مجری برنامه «طبیب» که از صداوسیمای جمهوری اسلامی پخش می‌شود، به دلیل اظهارنظر در خصوص عملکرد مسوولان در مدیریت بحران کرونا، توسط دولت توبیخ شد
این مجری خطاب به مسوولان حوزه درمان گفته بود دست از وعده دادن برداشته و برای یک هفته چیزی نگویند
او با اشاره به آمار مبتلایان و فوتی‌های کرونا گفته بود: «تمام این‌ها برای مسوولین فقط یک عدد است اما تک تک این‌ها، پدر، مادر و فرزندانی بودند که برای خانواده‌های خود عزیز بودند. مسوولین به جای توجیه ناکارآمدی خود، یک هفته سکوت کنند و نمک به زخم مردم نپاشند
«حسین دهباشی»، روزنامه‌نگار، پژوهش‌گر و مستندساز نیز تیر ۱۴۰۰ به خاطر انتقاد از عدم قرنطینه شهر قم در ابتدای شیوع ویروس کرونا در ایران محکوم شد. او در این‌باره
نوشته بود: «محکوم شدم بابت آن‌ نوبت که نوشتم چرا قم را قرنطینه نکردید. دست‌شان درد نکند. اما واقعا لشکرکشی نمی‌خواست، شکایت یک‌کدام‌شان هم کافی بود
دهباشی اسفند ۱۳۹۸ که دوران آغازین شیوع کرونا در ایران بود، در یک توییت نوشت: «تاریخ را فاتحان می‌نویسند اما سهم من هم باشد این گواهی به آیندگان که اگر بعدها پرسیدند چرا ۲۲ استان از این گربه مظلوم جغرافیا چنین تا پای مرگ بیمار شد، نوشته باشم به خاطر خودخواهی آخوندهایی که به اعتبار عمامه‌هایشان روز گفتند و نگذاشتند قم قرنطینه شود
«فائزه مومنی»، خبرنگار روزنامه «صبح‌نو» و وب‌سایت «رویداد۲۴» نیز در حین تهیه گزارش از روند واکسیناسیون در یکی از بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی «شهید بهشتی»، با برخورد فیزیکی مامور حراست مواجه شد. این اتفاق تیر ۱۴۰۰ رخ داد و در پی آن، این خبرنگار از ناحیه انگشت دچار
شکستگی جدی شد.
هم‌چنین روزنامه «جهان صنعت» مرداد ۱۳۹۹ به علت مصاحبه با یکی از اعضای «ستاد ملی مبارزه با کرونا»، به مدت ۲۰ روز توقیف شد. در آن گزارش عنوان شده بود که آمار اعلامی توسط وزارت بهداشت درباره فوتی‌های کرونا، یک‌بیستم آمار واقعی است.
«پوریا پورمند»، سردبیر پایگاه تحلیلی‌خبری «دزمهراب» و ساکن دزفول نیز دی ۱۳۹۹، پس از انتقاد توییتری خود به برگزاری یک مراسم یادبود با حضور بیش از سه هزار نفر در روزهای کرونا، به پلیس فتا این شهرستان
احضار شد.
پیش از همه این‌ها، در بحبوحه شیوع ویروس کرونا در اسفند ۱۳۹۸، «سازمان گزارش‌گران بدون مرز» طی بیانیه‌ای عنوان کرده بود که «مصطفی فقیهی» به خاطر انتشار اطلاعات نایکسان با داده‌های رسمی، توسط وزارت اطلاعات و دادستانی انقلاب احضار شده است.
در آخرین مورد، در تاریخ ۲۳ مرداد سال جاری، «مهدی محمودیان»، «آرش کیخسروی» و «مصطفی نیلی» به همراه سه وکیل و فعال مدنی در دفتر «انجمن ترویج حقوق شهروندی» به دلیل اقدام برای شکایت از مسوولان جمهوری اسلامی در زمینه کرونا بازداشت شدند.
آن‌ها گفته بودند به عنوان جمعی از شهروندان ایرانی قصد داشتند از سخنرانی‌های غیرکارشناسی، ساده انگاری‌ها، بی‌مبالاتی‌ها و رجزخوانی‌های مسوولان کشور در زمینه کرونا سخن بگویند.



 





]]>

در صورت شهادت دادن، آیا امکان دارد که هویت فرد مخفی بماند؟



با سلام؛
بنده در بازار کار می‌کنم. برادر خانم من هم در آن‌جا مغازه دارد. چند وقت پیش او با یکی از همکاران‌مان معامله‌ای انجام دادند و من هم شاهد بودم. بعد معلوم شد که به نوعی برادر همسرم سر این همکارمان کلاه گذاشته و این وسط حدود ۴۰۰ میلیون تومان پول او را خورده است. کار به شکایت به جرم کلاهبرداری کشید اما این همکارمان مدارک کافی ندارد. از من خواهش کرده است که شهادت بدهم اما واقعیتش اگر علیه برادر همسرم شهادت بدهم، زندگی من به هم می‌ریزد. می‌خواستم بدانم آیا راهی هست که من شهادت بدهم اما کسی نداند؟

با سلام؛
خدمت‌تان عرض شود که در ماده ۲۱۴ «قانون آیین دادرسی کیفری» گفته شده است اگر بیم خطر جانی یا حیثیتی و یا ضرر مالی برای شاهدان یا افراد مطلع و یا خانواده‌‌های آن‌ها وجود داشته باشد اما استماع اظهارات آن‌ها ضروری باشد، بازپرس می‌تواند تدابیری برای مخفی ماندن هویت شاهد اتخاذ کند. توجه بفرمایید که در این پرونده، خطر جانی یا حیثیتی یا مالی برای شما متصور نیست. البته می‌توانید مساله را با بازپرس در میان بگذارید، شاید شما را مشمول این ماده کند. اما در هر حال قانون در مورد شهادت در مرحله تحقیقات مقدماتی سخن گفته است و در مورد مخفی ماندن هویت شاهد در مرحله دادگاه مقرراتی وجود ندارد. به همین منظور، در صورت شهادت دادن، امکان این که هویت شما مشخص بشود، وجود دارد. 

موفق باشید.





]]>

بازداشت و بی‌خبری از وضعیت یک زن باردار در پیرانشهر



استان‌وایر- با وجود گذشت بیش از یک هفته از بازداشت «سعدا خدیرزاده»، شهروند اهل پیرانشهر به دست نیروهای امنیتی، هیچ اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.

به گزارش سازمان حقوق بشری «هه‌نگاو»، سعدا خدیرزاده روز پنج‌شنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰، بدون ارایه برگه قضایی توسط نیروهای اداره اطلاعات پیرانشهر بازداشت شده است.

خدیرزاده  پس از بازداشت و در روز شنبه ۲۴ مهر به بازداشتگاه اداره اطلاعات در ارومیه منتقل شده بود.

به نوشته هه‌نگاو، این زن ۳۲ ساله و اهل پیرانشهر باردار بوده و نیاز به مراقبت‌های پزشکی دارد.

دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تاکنون درباره اتهامات این شهروند سکوت کرده‌اند.

بازداشت شهروندان کرد در استان‌های غربی ایران در روزهای گذشته شدت یافته است و دو روز گذشته دو شهروند دیگر به نام‌های عثمان اسماعیلی، فعال کارگری و عبدالله شاداب نیز بازداشت شده‌اند.

به نوشته رسانه‌های حقوق بشری کردستان، عبدالله شاداب ۶۶ سال دارد و از بیماری قلبی رنج می‌برد.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

باکو دو راننده کامیون ایرانی را آزاد کرد



استان‌وایرـ سخن‌گوی وزارت امور خارجه ایران گفته است که دو راننده کامیون ایرانی که در باکو بازداشت شده بودند، آزاد شده‌اند.

«سعید خطیب‌زاده» روز پنج‌شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰ در گفت‌وگویی با شبکه خبر صداوسیما، ضمن اعلام این خبر گفته است که این دو نفر تحویل سفارت ایران شده‌اند.

خبرگزاری «ایسنا» در گزارشی، نام این دو راننده کامیون را «شهرود نوروزی» و «جعفر برزگر» اعلام کرده و نوشته است که سفارت ایران در حال انجام کارهای این افراد برای خارج‌ کردن آن‌ها از جمهوری آذربایجان است.

بنا به گزارش ایسنا، این دو راننده کامیون در پی بالا گرفتن تنش بین ایران و آذربایجان، در مناطق تازه آزاد‌ شده آذربایجان که پیش از جنگ اخیر قره باغ، جزیی از ارمنستان بود، بازداشت شده بودند. 

«الهام علی‌اف»، رییس جمهوری آذربایجان پیش از این جمهوری اسلامی را متهم به همکاری با ارمنستان در قاچاق مواد مخدر به اروپا کرده بود.

این اظهارنظر علی‌اف در پی تنشی بین ایران و آذربایجان بود که شعله آن با برگزاری یک رزمایش با میزبانی جمهوری آذربایجان و با حضور دو کشور پاکستان و ترکیه در شهریور امسال آغاز شد.

چند روز پس از برگزاری این رزمایش، کامیون‌های ایرانی به مقصد ارمنستان با محدودیت‌های بیشتر و عوارض گمرگی بالاتر در مقایسه با گذشته مواجه و دو راننده ایرانی نیز بازداشت شدند.

به دنبال این تحولات، ارتش جمهوری اسلامی رزمایشی را با عنوان «فاتحان خیبر» در شمال‌غرب کشور برگزار کرد.

مقام‌های جمهوری اسلامی، از جمله «حسین امیرعبداللهیان»، وزیر امور خارجه، باکو را متهم کرده‌اند که به اسرائیل اجازه داده است در مرزهای ایران با جمهوری آذربایجان اقدامات تحریک‌آمیز انجام دهد و هشدار داده‌اند که این فعالیت‌ها و تلاش برای تغییر ژئوپلیتیک منطقه و مرزها را تحمل نخواهند کرد.





]]>

سرپرست وزارت آموزش و پرورش: تامین بودجه رتبه‌بندی معلمان چالش بزرگی است



استان‌وایر- سرپرست وزارت آموزش و پرورش تامین بودجه لایحه رتبه‌بندی معلمان را یک چالش بزرگ توصیف کرد.  این در حالی است که رییس کمیسیون آموزش مجلس شورای اسلامی سخنان مخالفان درباره بودجه مورد نیاز برای اجرای این طرح را تکذیب می‌کند.

«علیرضا کاظمی»، سرپرست وزارت آموزش و پرورش امروز پنج‌شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰ در گفت‌وگو با خبرگزاری «ایرنا» گفت در بودجه سال جاری، منابع مالی کافی برای اجرای لایحه رتبه‌بندی معلمان پیش‌بینی نشده است.

او گفت مجلس با سازمان برنامه و بودجه و سازمان اداری استخدامی کشور در حال رایزنی است تا تعارضات موجود و معضلات این طرح رفع شوند.

روز چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰ بخش‌هایی از لایحه رتبه‌بندی معلمان در مجلس تصویب و بخش‌هایی هم برای اصلاح، به کمیسیون آموزش و تحقیقات ارجاع داده شد.

طی ماه‌های گذشته، شمار زیادی از معلمان در اعتراض به اجرا نشدن طرح رتبه‌بندی و هم‌سان‌سازی حقوق بازنشستگان در شهرهای مختلف ایران دست به تجمعات اعتراضی زدند.

لایحه رتبه‌بندی معلمان ۲۵ اسفند ۱۳۹۹ برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارایه شد اما علی‌رغم این‌که خرداد ۱۴۰۰ کلیات آن به تصویب رسید، هم‌چنان در مورد جزییات آن به دلیل عدم تامین بودجه کافی برای اجرای آن، تصمیم گرفته نشده است.

جلسه‌ای که ۲۵ خرداد برای تصویب این طرح تشکیل شده بود، با مخالفت تعدادی از نمایندگان متشنج شد. «الیاس نادران»، نماینده تهران یکی از مخالفان اجرای این طرح با اعلام این که بودجه لازم برای اجرای لایحه رتبه‌بندی معلمان ۱۰ برابر مبلغ تعیین‌ شده فعلی است، از دولت خواسته بود این لایحه را پس بگیرد و با همکاری مجلس، میزان بودجه مورد نیاز و نحوه اختصاص آن را تعیین کند.

در مقابل، «رحمت‌الله نوروزی»، نماینده علی‌آباد کتول سخنان مخالفان درباره بودجه ۲۰۰ هزار میلیارد تومانی برای اجرای این طرح را رد کرد و گفت کل حقوق پرسنل آموزش و پرورش ۱۰۰ هزار میلیارد تومان است.

این در حالی است که «علیرضا منادی سفیدان»، رییس کمیسیون آموزش مجلس در گفت‌وگو با خبرگزاری «ایرنا»، بودجه لازم برای اجرای لایحه رتبه‌بندی معلمان را بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان اعلام کرد و گفت ارقام عنوان‌شده از جانب مخالفان درست نیستند.

«رضا حاجی‌پور»، سخن‌گوی کمیسیون آموزش مجلس گفته است که این کمیسیون در جلسه روز ۲۸ مهر ۱۴۰۰، این لایحه را اصلاح و برای بررسی دوباره در صحن علنی به هیات رییسه مجلس ارسال کرده است.

رییس مجلس شورای اسلامی نیز گفته بود کمیسیون مجلس بودجه این لایحه را نسبت به بودجه پیش‌بینی شده در دولت افزایش داده است و صحن علنی مجلس باید در این باره تصمیم بگیرد.

بر اساس این لایحه، معلمان در پنج رتبه با عنوان‌های معلم پایه، معلم ارشد، معلم خبره، معلم سرآمد و استاد معلم رتبه‌بندی می‌شوند و به ازای ارتقای رتبه، به ترتیب ۲۵، ۲۰، ۱۵، ۱۰درصد به مجموع حقوق، مزایا و فوق‌‌العاده‌های مستمر آنان افزوده می‌شود.

کانال صنفی معلمان ایران اعلام کرده است به جز معلمانی که امسال بازنشسته می‌شوند، این طرح شامل دیگر معلمان بازنشسته نمی‌شود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

غرفه‌ای به یاد جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی در نمایشگاه کتاب فرانکفورت



استان‌وایرـ «انجمن خانواده‌های جان‌باختگان هواپیمای اوکراینی» که توسط موشک‌های سپاه سقوط کرد، از اختصاص یک غرفه در «نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت» به یاد این جان باختگان خبر داده است.

در پیامی که این انجمن روز پنج‌شنبه ۲۹ مهر۱۴۰۰ در حساب توییتر خود منتشر کرده، آمده است که آن‌ها به منظور افزایش اطلاع‌رسانی و درگیر کردن رسانه‌ها نسبت به جنایتی که جان بی‌گناه  ۱۷۷ مسافر آن هواپیما را از حق زندگی محروم کرد، در این نمایشگاه حضور خواهند داشت.

این انجمن هم‌چنین پیش از این نیز اعلام کرده بود که با کتابی تحت عنوان «پی‌اس ۷۵۲: زخمی باز در آسمان» که به تصویر‌سازی داستان زندگی مسافران بی‌گناه این پرواز و جدال خانواده‌های آن‌ها برای رسیدن به عدالت پرداخته است، در نمایشگاه کتاب فرانکفورت حضور خواهند داشت.

هواپیمای شماره پی‌اس۷۵۲ شرکت هواپیمایی اوکراینی در روز ۱۸ دی ۱۳۹۸ از تهران راهی کی‌یف بود که دقایقی پس از بلند شدن از «فرودگاه بین‌المللی امام خمینی» تهران ساقط شد.

مقامات ایران در ابتدا ادعا کردند که این هواپیما دچار نقص فنی بوده است ولی سه روز بعد از ساقط کردن آن، سرانجام ناچار شدند به شلیک دو موشک به این هواپیما اعتراف کنند. 

ستاد کل نیروهای مسلح ایران دلیل سقوط این هواپیمای مسافربری را خطای انسانی غیرعمد در تشخیص شی پرنده اعلام کرد.

به رغم این اعتراف، شبکه خبری «سی‌بی‌سی» کانادا به فایل صورتی دست یافت که در آن «محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه ایران در دولت «حسن روحانی»، عمدی بودن شلیک این دو موشک را محتمل دانسته بود.

۱۷۶ نفر به علاوه یک کودک در شکم مادرش که هیچ‌وقت زاده نشد، سرنشینان این هواپیما بودند.





]]>

شهرداری تهران، ساختمان بورس را پلمب کرد



استان‌وایر - براساس تصاویری که رسانه‌های ایران از ساختمان بورس منتشر کرده‌اند، ساختمان اصلی این سازمان در تهران توسط شهرداری این شهر پلمب شده است.

این اقدام از سوی شهرداری ناحیه یک منطقه۲ تهران، در ساعت یک بامداد پنج‌شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰ و در حضور مقامات شهرداری انجام شده است.

در بنری که شهرداری در محل ساختمان بورس نصب کرده، آمده که این محل به استناد رای قطعی کمیسیون ماده ۱۰۰ شهرداری تهران که در تیرماه ۱۴۰۰ صادر شد، پلمب شده است.

«رکنا» نوشته است: «این اقدام به دلیل بدهی یک هزار میلیارد تومانی بورس به شهرداری تهران صورت گرفته است. علت این بدهی، ساخت ساختمان جدید بورس در میدان کاج سعادت‌آباد است که هزینه‌های شهرداری پرداخت نشده است.»

به دنبال پلمب ساختمان بورس، برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی از تعطیلی معاملات روز شنبه در بورس ابراز نگرانی کردند.

«علیرضا زاکانی»، شهردار حال حاضر شهر تهران است. او که از نامزدهای انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری بود، به نفع «ابراهیم رئیسی» از انتخابات کناره‌گیری کرد.

طی روزهای اخیر، «مجید عشقی» به عنوان رییس جدید سازمان بورس و اوراق بهادار منصوب شد.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

ورود سپاه به حوزه مدیریت شهری تهران برای رسیدگی به روح‌ و روان شهر



استان‌وایر- معاون شهرداری تهران خبر راه‌اندازی «قرارگاه اجتماعی»  توسط «قرارگاه خاتم‌الانبیا» سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را با کمک مساجد و امامان جمعه تایید و هدف از راه‌اندازی آن را دنبال کردن «کفالت اجتماعی» عنوان کرد.

روزنامه «پیام ما» به نقل از «امین توکلی‌زاده» نوشت در پایتخت ایران، پنج «نقطه بحرانی» وجود دارد.

او اضافه کرد: «در این دوره قرار است در کنار رسیدگی به کالبد شهر، به جان و روح شهر هم رسیدگی بیشتری شود.»

پیش از این، «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران در نخستین جلسه پس از نشستن بر مسند شهرداری پایتخت، از لزوم ایجاد یک قرارگاه اجتماعی در شهر تهران خبر داده بود.

شهردار تهران در این جلسه گفته بود این قرارگاه بنا است در مسایل اجتماعی و از بین رفتن آن‌ها ورود کند.

علیرضا زاکانی به عنوان مثال از حضور جمعی معتادان در مناطق جنوبی شهر تهران استفاده کرده و گفته بود این قرارگاه برای همکاری در جمع‌آوری و پاک کردن «لکه ننگ»، به کمک دستگاه‌های دولتی خواهد آمد.

زاکانی که انتصاب او در مقام شهردار تهران با حاشیه‌ها و مناقشات بسیار همراه بود، سابقه عضویت طولانی در بسیج را دارد و پس از جنگ ایران و عراق، در رشته پزشکی و سپس پزشکی هسته‌ای در «دانشگاه تهران» تحصیل کرده است.

از جمله مواردی که منتقدانش برای نامتناسب بودن زاکانی با شهرداری مطرح کرده بودند، موضوع تحصیلات غیرمرتبط او بود.

معاون شهرداری تهران در گفت‌وگوی روز چهارشنبه خود تلویحا آن‌چه شهردار تهران گفته بود را تایید کرد و گفت این قرارگاه اجتماعی شامل سه ضلع «دستگاه‌های دولتی»، «نهادهای انقلابی» و «نیروهای جهادی» است که گرچه فعالیت‌های آن جز «وظایف قانونی» سپاه، بسیج، ستاد اجرایی و بنیاد علوی نیست اما به واسطه تکلیف شهروندی، پای کار آمده‌اند.

راه‌اندازی قرارگاه اجتماعی که با حضور مستقیم سپاه پاسداران برای ورود به مسایل اجتماعی آغاز به فعالیت کرده اما از سوی کارشناسان شهری مورد انتقاد قرار گرفته است.

در یکی از واکنش‌ها، «ابوالفضل قناعتی»، عضو شورای شهر تهران گفته معاون شهرداری به اشتباه از قرارگاه خاتم‌الانبیا نام برده است: «وظایف و ماموریت‌های این قرارگاه در حوزه ساخت و ساز و عمران است، شاید به صلاح سپاه نبود که به موضوع آسیب‌های اجتماعی ورود مستقیم کند.»

از سوی دیگر ،یک عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی این اتفاق را مثبت ندانسته و گفته تداخل حوزه‌ای و ورود نیروهای نظامی به مسایل اجتماعی نادرست است.

«پیام روشنفکر» گفته است اساسا واژه‌هایی هم‌چون «قرارگاه»، «عملیات»، «رصد» و «دیدبانی» واژه‌های اجتماعی نیستند: «وقتی که در حوزه اجتماعی از ادبیات نظامی استفاده شود، خواه‌ناخواه دید نظامی هم پیدا خواهد شد و از افرادی در حوزه اجتماعی استفاده می‌شود که متعلق به این حوزه نیستند. مثل این است که ما نیروهای بسیج و سپاه را در اتاق عمل بیمارستان ببریم.»

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

افزایش ۵ برابری قیمت نوار بهداشتی طی یک سال



استان‌وایر - سایتر «رکنا» با استناد به رصد بازار و ارزیابی‌های انجام شده از فروشگاه‌ها و داروخانه‌ها، نوشته قیمت نوار بهداشتی از مهر سال ۱۳۹۹ تا مهر ۱۴۰۰ بیش از پنج برابر افزایش قیمت داشته است.

در این گزارش که روز پنج‌شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۰، منتشر شد، با اشاره به این که نوار بهداشتی یکی از مهم‌ترین و ضروری‌ترین اقلام مصرفی بانوان است، آمده است: «وقتی صحبت از تامین غذا، پوشاک و سرپناه می‌شود، کمتر کسی به این فکر می‌کند که زنان کم درآمد هر ماه چه‌گونه می‌خواهند محصولات بهداشتی خود را تهیه کنند.»

نویسنده گزارش با اشاره به افزایش شش برابری قیمت نواربهداشتی طی چهار سال اخیر نوشت: «اگر برای نمونه یک بسته از یک نوع نوار بهداشتی در سال ۱۳۹۶، دو هزار و ۵۰۰ تومان قیمت‌گذاری شده بود، همان برند در سال جاری از ۱۵ تا ۱۸ هزار تومان (براساس ویژگی) قیمت‌گذاری شده است.»

«حسن زالی»، دبیر «انجمن صنایع سلولزی بهداشتی ایران» با اشاره به این که افزایش قیمت ارز در گرانی نوار بهداشتی تاثیر داشته است، گفت: «بخش اعظم مواد اولیه این محصولات که خمیر‌فلاپ است، از خارج از کشور وارد و بخشی دیگر هم در داخل تولید می‌شود. مواد اولیه‌‌ای که در داخل تولید می‌شود، وابسته به قیمت‌های جهانی پتروشیمی است. شرکت‌های پتروشیمی در داخل کشور مرتب قیمت‌ها را بالا می‌برند.»

به گفته زالی، شرکت‌های پتروشیمی در حال حاضر مواد خوراکی به واحدهای داخلی نمی‌دهند و عرضه این محصولات از سوی پتروشیمی‌ها قطع شده است.

در این گزارش تاکید شده که این قیمت‌گذاری به برندهای نوار بهداشتی داخلی و ساخت ایران ختم نمی‌شود و برندهای خارجی نیز یا بسیار کم‌یاب شده‌اند یا اگر در فروشگاه‌ها و داروخانه‌ها موجود باشد، قیمت آن بسیار سرسام آور است.

در بخشی از این گزارش آمده است که افزایش قیمت و گرانی پی در پی این محصول، در بلند مدت منجر به بروز موجی از عفونت‌ها و بیماری‌های زنانه می‌شود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

یک اقتصاددان: با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی آبان ۹۸ تکرار می‌شود



استان‌وایر- «حسین راغفر»، اقتصاددان در گفت‌وگویی که با روزنامه «تجارت» داشت، مسوولان حامی حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی را حافظان منافع مافیای اقتصاد ایران خواند.

راغفر می‌گوید پیامدهای حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی برای جامعه پذیرفتنی نیست: «قطعا دوباره شاهد تکرار اتفاقات دی ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ خواهیم بود.»

او در این‌باره توضیح داد: «منطق طرف‌داران حذف ارز ترجیحی و ۴۲۰۰ تومانی به ظاهر این است که از آن‌جایی که فساد در توزیع ارز ۴۲۰۰ تومانی وجود دارد و گوشت با ارز ۴۲۰۰ تومانی وارد می‌شود اما  ارز بالای ۳۰هزار تومانی در بازار به دست مصرف کننده می‌رسد، بنابراین باید قیمت ارز را افزایش دهیم.»

راغفر معتقد است با حذف ارز ۴۲۰۰ تومانی، قیمت دلار که در حال حاضر ۲۸ هزار تومان است، به طور قطع افزایش پیدا می‌کند و در بازار مصرفی به بالاتر از ۳۵ هزار تومان خواهد رسید.

به گفته این اقتصاددان، یکی دیگر از پیامدهای این اتفاق، افزایش شدید تورم است.

«تجارت‌نیوز» روز سه‌شنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۰ نوشته است: «از چند روز گذشته زمزمه افزایش قیمت بنزین و رسیدن آن به ۱۴ هزار تومان شنیده می‌شود.»

اجرای افزایش قیمت بنزین و رسیدن آن به ۱۴ هزار تومان پس از آن مطرح شد که قیمت جهانی نفت به ۸۵ دلار در هر بشکه رسید. این در حالی است که اعلام شد دولت در سال جاری قصد افزایش قیمت بنزین را ندارد و در قانون بودجه سال ۱۴۰۰ هم مساله افزایش قیمت آن مطرح نشده است.

پیش از این، در آبان ۱۳۹۸، دولت دوازهم قیمت بنزین را به طور ناگهانی افزایش داد که باعث به خیابان آمدن مردم در سراسر کشور شد. در آن اعتراضات به گزارش «رویترز»، هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی کشته شدند و از آن روزها با عنوان «آبان خونین» یاد می‌شود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

از روان‌شناس بپرس؛ با نوجوانان چه کنیم؟



آیدا قجر 

هر هفته، سه‌شنبه‌ها «شهرزاد پورعبدالله»، روان‌درمان‌گر در گفت‌وگوی زنده در صفحه اینستاگرام «ایران‌وایر»، درباره یکی از مسایل مربوط به «سلامت روان» صحبت می‌کند. پیش‌تر درباره نوجوانان و برخورد خانواده‌ها با آن‌ها هنگام ورود به رابطه عاطفی و جنسی صحبت کردیم، این هفته درباره سن نوجوانی، توقعات خانواده و نوجوانان و چگونگی برخورد با تغییرات روحی روانی در این سن حساس گفت‌وگو کرده‌ایم. 

آن‌چه می‌خوانید، خلاصه‌ای از گفت‌وگوی این هفته «ایران‌وایر» با شهرزاد پورعبدالله است. 

***

حتما شنیده‌اید که سن نوجوانی در تعبیر بسیاری، سنی وحشتناک توصیف می‌شود که انگار والدین قرار است با موجوداتی غیرقابل کنترل و ترسناک مواجه شوند؛ نوجوانانی که واکنش‌های رفتاری متفاوتی از گذشته خواهند داشت و گاه دچار خشم‌ و عصبانیتی می‌شوند که مناسب با وضعیت نیست. گاهی هم آن‌ قدر ساکت می‌شوند و منزوی که والدین نگران می‌شوند. 

نوجوانی از دیدگاه متخصصان، از جمله حساس‌ترین دوره زندگی انسان ارزیابی می‌شود. چرا؟ آیا رفتارهایی که والدین توقع آن را از فرزندان‌شان ندارند، غیرطبیعی هستند؟ 


 

آیا نوجوانی فاصله سنی مشخصی را در برمی‌گیرد و اصولا این سن چه ویژگی‌هایی دارد؟ 

- نوجوانی یکی از حساس‌ترین دوره‌های زندگی یک انسان و مرحله گذار از کودکی به بزرگ‌سالی است؛ یعنی زمانی که کودکی به پایان می‌رسد و قدم در دوره‌ای گذاشته می‌شود که پیش از بزرگ‌سالی خواهد بود. اگر پیش‌تر سن نوجوانی، ۱۲ سالگی تا ۱۸ سالگی بود، الان بستگی به زاویه دید دارد و معمولا از ۱۰ تا ۱۲ سال را آغاز آن می‌دانند تا ۲۰ تا ۲۵ سال. چون مغز و رشد عاطفی تا ۲۵ سال تکامل می‌یابد. نوجوانی دوره‌ای است که با ورود به دوران بلوغ جسمی و جنسی نمایان می‌شود. کلفت شدن صدا و خواب دیدن و انزال در خواب برای پسران، عادت ماهانه برای دختران و رشد موهای زائد برای همه، آغاز دوران نوجوانی است. این تغییرات فیزیکی تحت تاثیر هورمون‌ها هستند که برای دخترها «استروژن» و برای پسرها «تستسترون» نام برده می‌شوند. 

گفتید این دوره، حساس‌ترین دوران رشد و تکامل است؛ چرا؟ 

- چون توانایی فرد در بسیاری از زمینه‌ها بیشتر است؛ حافظه بسیار خوبی دارد، سرعت عملش بالا است و مغز توانایی‌های بسیاری دارد. نوجوانان انرژی بیشتری دارند و دیرتر خسته می‌شوند، خلاق‌ هستند و به ایده‌هایی فکر می‌کنند که ممکن است افراد بالغ به ذهن‌شان هم نرسد. خوب است که والدین از ایده‌های نوجوانان استفاده کنند و به آن‌ها اجازه بروز دهند. 

جالب است، چون معمولا خصلت‌های منفی به نوجوانان داده می‌شود.

- بله، چون سن پرمخاطره‌ای است و نوجوانان کارهای مخاطره‌آمیزی انجام می‌دهند و به درستی نمی‌توانند از مسایل فاصله احساسی بگیرند. تحقیقات نشان می‌دهند در عین‌ حال توانایی برگشت به حالت عادی از یک ضربه، برای آن‌ها آسان‌تر از یک انسان بزرگ‌سال است. این دوره برای آن‌ها کوتاه‌تر است و مشغله‌های فکری بیشتری دارند. این دوران پرمخاطره است و معمولا والدین بیشترین محدودیت‌ها را برای آن‌ها اعمال می‌کنند. در این دوران، نوجوانان پرخاش‌گرتر می‌شوند و گاهی دختران بیشتر در خودشان می‌روند. نوجوانان بین افسردگی و پرخاش‌گری در نوسان هستند. والدین معمولا می‌گویند شلخته و بی‌نظم هستند. اغلب نوجوانان بیشترین وقت خود را وقف کارهایی می‌کنند که دوست ندارند؛ مثل درس خواندن و امتحان دادن که البته بستگی به خواسته‌های والدین دارد. برای همین مرتب در تعامل با محیط خود و والدینی هستند که روی آن‌ها نظارت دارند.

گفتید که آسان‌تر از ضربه‌های عاطفی عبور می‌کنند و به حالت عادی برمی‌گردند. این به خاطر سرعت عملی است که به آن اشاره کردید یا اصلا وارد پروسه پذیرش یک ضربه نمی‌شوند؟ 

- مسایل زیادی می‌توانند عامل باشند. معمولا گفته می‌شود قدرت و توانایی ترمیم بیشتری دارند و از طرفی هنوز فکر می‌کنند وقت دارند. یک فرد ۵۰ ساله واکنش متفاوتی با انسان ۱۳ ساله دارد. شاید مرگ شما را یاد خودتان یا والدین‌تان بیندازد اما نوجوان احساس می‌کند که زمان برای جبران دارد. از طرفی دیگر، نوجوانان دنیا را از دریچه‌ دیگری می‌بینند. 

از تغییرات هورمون و جسمی و جنسی نوجوانان گفتید؛ در سیستم آموزشی فارسی‌زبانان، آگاهی نسبت به این دوران وجود ندارد؛ نه در کتاب‌های درسی و نه منابع تولید ارزش. در چنین شرایطی نقش خانواده‌ها چیست؟ 

به‌ویژه الان جهان اینترنت پر شده است از اطلاعات غلط و هرکسی می‌تواند با ایجاد یک فضای شخصی، هر اطلاعاتی را بدون تخصص کافی منتشر کند. 

الان دغدغه‌های والدین در مورد نوجوانان چیست؟ 

به نظر می‌رسد در روابط میان‌فردی، روابطی می‌توانند موفق‌تر باشند که پویاتر شوند و توانمندی‌ها را به رخ بیاورند. از گروه اطراف نوجوان مثال زدید، والدینی هستند که حاضرند به عنوان نمونه نوجوان را از تلفن هوشمند محروم می‌کنند تا از آن‌ها مقابل خطرها محافظت کنند. آیا این رفتار درست است؟ 

گاه دیده می‌شود که والدین دوران نوجوانی فرزندشان را با خودشان مقایسه و آن را اهرمی برای کنترل یا اعمال نظر به آن‌ها می‌کنند. این مقایسه‌ها چه تاثیری دارند؟ 





]]>

جنگ با آسیاب‌های بادی؛ دون‌کیشوت‌های دولت سیزدهم و اقتصاد ایران



بیش از دو ماه از آغاز کار دولت سیزدهم می‌گذرد. دو ماه البته برای قضاوت درباره کارنامه دولت کافی نیست، اما به اندازه‌ای هست که بتوان با اطمینان نسبی گفت نه‌تنها نشانه‌ای از بهبود اوضاع اقتصاد ایران به چشم نمی‌خورد، بلکه باید منتظر شرایطی به مراتب بحرانی‌تر از وضعیت کنونی بود. 

«ابراهیم رئیسی» اما آینده را بسیار روشن می‌بیند. او در دومین گفت‌وگوی تلویزیونی خود می‌گوید: «هر چه کار پیش می‌رود، بنده به عنوان خدمتگزار در دولت، امیدهای بیشتری پیدا می‌کنم و گشایش‌هایی را احساس می‌کنم که برای کشور ایجاد می‌شود و آینده را بسیار روشن می‌بینیم.»

اما آیا نشانه‌ای امیدوارکننده از اردوگاه دولت دیده می‌شود؟ 

مسکن

دون‌کیشوت‌های کابینه ابراهیم رئیسی در جبهه‌های مختلف به جنگ با آسیاب‌های بادی برخواسته‌اند. یکی واقعا به دنبال اجرای پروژه ساخت یک میلیون مسکن در سال است. از نظر «رستم قاسمی»، وزیر راه و شهرسازی کار تمام است. او زمین‌های ۹۰۰ شهر را شناسایی کرده، با بانک مرکزی هماهنگ کرده و از مردم دعوت کرده تا از امروز در سامانه ثبت نام کنند. 

احتمالا رستم قاسمی نمی‌داند هزینه و اعتبار ساخت چهار میلیون مسکن از کجا باید تامین شود. آیا شبکه بحران‌زده بانکی ایران کشش تامین اعتبار چنین پروژه‌ عظیمی را دارد؟ 

دولت رئیسی اما بی‌اعتنا به مخاطرات تورمی تامین مالی ساخت چند میلیون مسکن، تصور می‌کند آسیاب بادی مسکن را می‌توان به زانو درآورد. هیچ‌کس درباره تحمیل صدها هزار میلیارد تومان پول داغ به اقتصاد ایران حرفی نمی‌زند، در عوض رییس دولت با اعتماد به نفس می‌گوید: «این کار باید بشود؛ چرا که اولا نیاز کشور است و دوم اینکه در قانون آمده است و خودمان را موظف  به اجرای قانون می‌دانیم. سوم اینکه این کار را با توجه به امکانات کشور شدنی می‌دانیم.»

استقراض یا اوراق

رئیسی در مصاحبه تلویزیونی خود درباره کسری بودجه و معجزه قرض نگرفتن از بانک مرکزی حرف می‌زند: «در شهریور ماه که نخستین ماه آغاز فعالیت دولت جدید بود، به هر زحمتی بود، تلاش شد بدون استقراض از بانک مرکزی پرداخت‌ها انجام شود. برخی می‌گویند چطور ممکن بود، ولی به لطف خدا این کار انجام شد. در مهرماه هم این کار صورت می‌گیرد و بدون استقراض از بانک مرکزی، ان‌شاءالله می‌توانیم هزینه‌ها، حقوق و دستمزدها و هزینه‌های دولت را تامین و پرداخت کنیم.»

چند روز پیش‌تر «احسان خاندوزی»، وزیر اقتصاد و یکی دیگر از دون‌کیشوت‌های کابینه از فتوحات دولت برای پرداخت حقوق کارکنان بدون استقراض از بانک مرکزی گفته بود که «بدون یک ریال استقراض از بانک مرکزی» موفق شده حقوق شهریور کارکنان دولت را به طور کامل پرداخت کند. اما چگونه؟ بسیار ساده از طریق فروش ۲۷ هزار میلیارد تومان اوراق در یک ماه که حدود ۱۱ هزار میلیارد تومان بیشتر از میانگین پنج ماهه اول سال است. 

اما این اوراق را چه کسانی از دولت خریداری کرده‌اند؟ چه کسی به‌جز بانک‌های دولتی و شبه‌دولتی حاضر است با نرخ کمتر از تورم اوراق مالی دولت را خریداری کند؟ چه کسی قرار است سود و اصل این اوراق را تسویه کند؟ آیا دولت منابع درآمدی تازه‌‌ای پیدا کرده یا اینکه بی‌سر و صدا و از منابع بانک مرکزی از زیر بار آن شانه خالی می‌کند؟

پیش از این هم وزیر اقتصاد «حسن روحانی» می‌گفت دولت کسری بودجه بدون نفت ۱۳۹۹ را هم بدون استقراض از بانک مرکزی و از طریق فروش اوراق جبران کرده است. اگر قرار بود فروش فله‌ای اوراق به این سبک سیاق جواب دهد، پس دلیل رکوردشکنی تورم در سال گذشته و امسال چه چیزی است؟

اصلاح ساختار بودجه

یک آسیاب بادی بزرگ دیگر، بودجه است. سال‌ها است اصلی‌ترین چهره‌های ضداقتصاد ایران، در راس آن‌ها علی خامنه‌ای،  درباره اصلاح ساختار بودجه حرف می‌زنند، اما توضیح نمی‌دهند منظورشان از اصلاح ساختار چیست؟ 

حالا دولت مطلوب رهبر جمهوری اسلامی سر کار آمده است و رییس آن در مصاحبه تلویزیونی خود کلیدواژه‌های مورد علاقه مافوق خود را تکرار می‌کند: «بودجه ۱۴۰۱ را باید بدون کسری و با ارقام واقعی ببندیم. رهبری معظم انقلاب دو سه سال پیش فرمودند و بارها هم تکرار کردند که ساختار بودجه باید اصلاح شود. این اصلاح کی می‌خواهد اتفاق بیفتد؟ باور دولت سیزدهم این است، حالا که مسئولیت داریم، وقت مناسبی برای اعمال برخی اصلاحات جدی در بودجه است.»

«مسعود میرکاظمی»، یکی دیگر از دون‌کیشوت‌های کابینه رئیسی است. او در سازمان برنامه و بودجه آرایش جنگی گرفته و از تشکیل ۱۰ کارگروه برای اصلاح ساختار بودجه در سازمان حرف می‌زند. 

اما هیچ‌کس توضیح نمی‌دهد ساختار بودجه دقیقا از چه طریقی قرار است اصلاح شود. دولت می‌خواهد از کدام هزینه‌های بودجه بزند، یا از کدام منابع برای دولت درآمدهای تازه تعریف کند؟ آیا منظور از کم کردن هزینه‌ها، کاهش دستمزد کارکنان و بازنشستگان است؟ یا قرار است بودجه نهادهای نظامی کم شود؟ آیا طرح و برنامه‌های دولت باید کم شود؟ اگر این‌طور است ماجرای قول و قرارهای سفرهای استانی رئیسی چیست؟ صحبت از افزایش یارانه‌ها چه معنی دارد؟ یا اینکه شاید منابع تازه درآمدی وجود دارد که کسی از آن‌ها خبر ندارد؟ 

تداوم یا لغو تحریم

در دنیای واقعی اما یک راه بیشتر وجود ندارد و آن حل و فصل مشکل تحریم‌ است. البته عمق بحران انباشته اقتصادی ایران آن‌قدر زیاد است که لغو تحریم‌ها هم همه چیز را درست نمی‌کند، اما تداوم آن می‌تواند ایران را در زمان کوتاه به سمت و سوی فروپاشی کامل اقتصادی ببرد. گزارش درز کرده از سازمان برنامه و بودجه که گفته شده در دولت قبل تهیه شده است، ابعاد تاثیر تحریم‌ها را در بحران اقتصادی به خوبی نشان می‌دهد. 

اما از بدِ ماجرا، اختیار مذاکرات ایران برای زنده کردن توافق هسته‌ای در دست دن‌کیشوت‌های دیگری، مثل «امیرعبداللهیان» و «علی باقری کنی» است که هنوز نتوانسته‌اند به سطح مذاکره برای مذاکره برسند. با توجه به سوابق و تجربیات دیپلمات‌های ایرانی بعید به نظر می‌رسد دست‌کم در کوتاه مدت خبری از لغو تحریم‌ها باشد، اما آیا بدون لغو تحریم‌ها می‌توان آینده‌ای برای اقتصاد ایران متصور بود؟  

به همان نسبت که می‌توان به موفقیت یک دونده با دو پای شکسته در یک مسابقه امیدوارم، می‌توان به برون‌رفت ایران از بحران اقتصادی امید داشت. منابع ارزی ایران پس از یک دهه تحریم و بحران اقتصادی ته کشیده است، شدیدترین رکود اقتصادی و بزرگ‌ترین تورم انباشته تاریخ معاصر به اقتصاد ایران تحمیل شده است. امکان مبادله مالی عادی با دنیا از دست رفته و حتی معامله و مبادله مالی با همسایگان هم دچار مشکل شده است. 





]]>

یک پرونده ۸ساله؛ وقتی دریافت کنندگان بورسیه‌های غیر قانونی طلب‌کار شدند




 

هشت سال بعد از افشای پرونده موسوم به «بورسیه‌های غیرقانونی» اعطا شده در دولت «محمود احمدی‌نژاد»، مجلس اصول‌گرای یازدهم پرونده «حسن روحانی» و همه وزرای علومش را به دلیل جلوگیری از پذیرش بورسیه تعدادی از این افراد، به قوه قضاییه فرستاده است؛ بورسیه‌هایی که به گفته «منصور غلامی»، وزیر وقت علوم، هزینه هر کدام‌شان از ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان است. 

***

در این پرونده، همه سه هزار و ۷۷۲ نفر بدون شرکت در آزمون بورسیه شده‌اند که اقدامی غیر قانونی بوده است. هم‌چنین در حالی که بورسیه برای رتبه‌های ممتاز دانشگاهی و برگزیدگان المپیادی بوده است، بعضی از این بورسیه شدگان حتی معدل‌هایی چون ۱۲ و ۱۳ داشته‌اند.

حدود ۶۰ درصد از بورسیه شده‌ها در رشته‌های علوم انسانی، از جمله تاریخ انقلاب اسلامی ایران، فقه و حدیث، مدرسی انقلاب اسلامی، نهج‌البلاغه، معارف اسلامی و زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده بودند که اساسا مخالف هدف اولیه از اعطای بورسیه و به گفته وزارت علوم، کلاً هدف آن «دور زدن آزمون دکتری» بوده است تا این افراد سپس با بورسیه خارج، در داخل تحصیل کنند. 

در حالی که برای هر صندلی دکترای داخل ۲۰ نفر رقابت می‌کنند، این افراد خارج از مسیر آزمون امکان ورود به دانشگاه‌های داخل را در مقطع دکتری راه یافته‌اند و هزینه تحصیل آن‌ها نیز توسط دولت پرداخت می‌شود. برخی از این افراد اینک فارغ‌التحصیل شده‌اند و استاد دانشگاه هستند.

در این میان، ۹۸ نفر از دریافت کنندگان بورسیه، نماینده ‌مجلس، مدیر دولتی، عضو شورای شهر و یا نزدیکان آن‌ها و دیگر مقامات و مسوولان حکومتی بوده‌اند. در این فهرست می‌توان از «مهرداد بذرپاش»، «نظام‌الدین موسوی» و «محسن پیرهادی»، سه عضو هیات رییسه دوره‌های نهم و یازدهم مجلس و هم‌چنین خواهرزاده نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه «کیهان» تا دختر وزیر اطلاعات دولت محمود احمدی‌نژاد را یافت.

نام برخی از این بورسیه شدگان، از جمله «سارا دانشجو» فرزند «کامران دانشجو» وزیر علوم و «علی الهام» فرزند «غلامحسین الهام» رییس دفتر محمود احمدی‌نژاد پیش از این منتشر شده بود.

پرونده بورسیه‌های غیر قانونی یکی از موضوعاتی بود که منجر به استیضاح و برکناری «رضا فرجی دانا»، وزیر علوم در دولت حسن روحانی شد. اینک نمایندگان مجلس یازدهم نیز پرونده حسن روحانی و همه وزرای علوم دولت او را به دلیل جلوگیری از این بورسیه‌های غیر قانونی، به قوه قضاییه ارسال کرده‌اند.

یکی از افرادی که نمایندگان مجلس پرونده او را به قوه قضاییه فرستاده‌اند، «محمدعلی نجفی» است که در دوره سرپرستی خود در وزارت علوم، گزارشی را درباره این بورسیه‌ها منتشر کرد و شاید انتشار این گزارش، یکی از دلایل کینه از او و اتفاقات بعدی بود.

بر اساس اطلاعیه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، سه هزار و ۷۷۲ بورسیه در دولت محمود احمدی‌نژاد در سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ برخلاف «قانون اعزام دانشجو» مصوب سال ۱۳۶۴ از طریق آزمون سراسری انجام نشده و به جای آن، از مسیر فراخوان  بر اساس دستورالعمل‌های خاص رخ داده است.

در این میان، وزارت علوم تنها بورسیه ۸۴۰ نفر را لغو کرد که البته آن‌ها می‌توانستند با هزینه شخصی خود تحصیل کنند که این موضوع نیز خود امتیازی برایشان محسوب می‌شد.

۷۲۹ نفر از این بورسیه‌ها به خارج از کشور اعزام شده که فاقد شرایط بودند اما وزارت علوم اعلام کرد به دلیل موضوعاتی، از جمله تبعات اجتماعی و سیاسی نامطلوب لغو بورسیه و قطع ارز، بورسیه آن‌ها را لغو نکرده است.

در این اطلاعیه اعلام شده بود که هزار و ۲۴۱ نفر نتوانسته‌اند اعلام نیاز از دانشگاه‌ها اخذ کنند که در صورت عدم توفیق تا ۱۵ بهمن ۱۳۹۳، وضعیت ادامه تحصیل آن‌ها تبدیل به هزینه شخصی خواهد شد. پس از آن اما گزارشی درباره وضعیت این افراد منتشر نشده است و بعید نیست پس از فشارها به وزارت علوم، توسط دانشگاه‌ها جذب شده باشند.

در این اطلاعیه موارد عجیبی از اعطای بورس اعلام شده بود، از جمله دادن بورسیه برای تحصیل در کشور استرالیا در رشته مطالعات اندونزی.

انتشار این گزارش، خشم اصول‌گرایان را به دنبال داشت و آن‌ها فشار به دولت برای بازگرداندن این بورسیه‌ها را آغاز کردند. حتی رهبر جمهوری اسلامی به صورت مستقیم دخالت کرد و گزارش وزارت علوم را از غلط‌‌‌ترین کارهای چند سال اخیر و یکی از مصداق‌‌های «سیاست‌بازی» در دانشگاه‌ها خواند و گفت که در این موضوع به عده‌ای ظلم شد.

پس از این فشارها، تعدادی از این بورسیه‌های غیرقانونی بازگردانده شدند و «منصور غلامی»، وزیر علوم دولت حسن روحانی در سال ۱۳۹۸ خبر داد که از میان ۸۴۴ بورسیه لغو شده، پس از بررسی مجدد در کمیته تجدیدنظر، در نهایت ۳۳۵ نفر ملزم شدند که با هزینه شخصی تحصیل کنند.

او گفت از میان ۸۴۴ مورد بورسیه غیرقانونی، در نهایت فقط ۲۱ نفر به‌ دلیل این‌ که هیچ‌کدام از شرایط را نداشتند، تحصیل آن‌ها لغو شد، ۱۷ نفر هم به‌ دلیل عدم توان در ادامه تحصیل، از آموزش اخراج شدند.


 

فهرست مقامات دریافت کننده بورسیه 

از میان دریافت کنندگان بورسیه، ۱۲ نفر فرزندان مشاوران و نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی، ۲۵ نفر از نمایندگان مجلس و فرزندان و نزدیکان آن‌ها، ۱۳ نفر از مدیران دولت احمدی‌نژاد و فرزندان و نزدیکان‌شان و هم‌چنین ۳۰ نفر از مقامات وزارت علوم و دانشگاه‌ها و فرزندان و بستگان‌شان در این فهرست قرار دارند.

به جز این مقامات و نزدیکان‌ آن‌ها، نام برخی افراد دیگر، از جمله «کوروش باقری»، مربی وزنه‌برداری نیز در فهرست بورسیه‌ها دیده می‌شوند.


 

فرزندان مشاوران و نزدیکان رهبر جمهوری اسلامی 

«منصوره مصلحی» فرزند «حیدر مصلحی» وزیر اطلاعات دولت احمدی‌نژاد و «مهدی میرلوحی» داماد «علیرضا پناهیان»، از روحانیون تندرو نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی در حالی بورسیه گرفته‌اند که معدل کارشناسی ارشد آن‌ها در رشته علوم قرآن و حدیث حدود ۱۵ بوده است و شرایط دریافت بورسیه دکترا را نداشته‌اند.

«حمزه صفوی همامی» و «حنانه‌السادات صفوی همامی» پسر و دختر «یحیی رحیم صفوی» فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و «محمد آقاسی» داماد او نیز در این فهرست قرار دارند. داماد رحیم صفوی در حالی بورسیه دریافت کرده که معدل کارشناسی او ۱۲٫۴۸ بوده است.

«فاطمه ولایتی» فرزند «علی‌اکبر ولایتی» مشاور بین‌الملل رهبر جمهوری اسلامی نیز بورسیه گرفت اما درس خود را آغاز نکرد.

«ابوذر پورمحمدی» برادرزاده «مصطفی پورمحمدی» وزیر کشور محمود احمدی‌نژاد و معاون سابق وزیر اطلاعات نیز در رشته «تفسیر تطبیقی» بورسیه دریافت کرده است. 

«حسین علوی آزاد» مدیر مسوول خبرگزاری «بسیج» و خواهرزاده «حسین شریعتمداری» نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه «کیهان» در حال این بورسیه را دریافت کرده که معدل کارشناسی او ۱۳/۴ بوده است و معدل ارشدش ۱۵.

«علیرضا مخبر دزفولی» برادر «محمدرضا مخبر دزفولی» و «فاطمه حدادعادل» برادرزاده «غلامعلی حدادعادل» و «مهرداد خداوردیان» همسرش از دیگر نفرات این فهرست هستند.

«مهدیه مهدوی کنی» فرزند آیت‌الله «محمدرضا مهدوی کنی» و «حامد عبدوس» فرزند امام جمعه سابق کرج و نویسنده کتاب «انقلاب رنگی به مثابه تهدید جمهوری اسلامی» نیز از دیگر دریافت کنندگان بورسیه بوده‌اند.



 

نمایندگان مجلس و بستگان‌ آن‌ها

تعدادی از نمایندگان مجلس یازدهم که قصد دارند پرونده حسن روحانی و وزرای علوم دولتش را به قوه قضاییه ارسال کنند نیز از جمله دریافت کنندگان این بورسیه‌های غیرقانونی بوده‌اند؛ از جمله «نظام‌الدین موسوی»، عضو هیات رییسه مجلس که متولد ۱۳۵۱ بوده و به دلیل سنش، شرایط دریافت بورسیه را نداشته است. او در زمان دریافت بورسیه، مدیرعامل خبرگزاری «فارس» بوده است.

مهرداد بذرپاش، رییس دیوان محاسبات و نماینده سابق مجلس نیز از دریافت کنندگان بورسیه غیر قانونی است و در حالی بورسیه دکترا دریافت کرده که معدل کارشناسی ارشد او حدود ۱۳ بوده است. 

«عرفان خسروی چمپه» مشاور بذرپاش و «مطهره دهقان» همسر او نیز بورسیه دریافت کرده‌اند.

نام «محسن پیرهادی» عضو هیات رییسه مجلس یازدهم و برادرش «مهدی پیرهادی» عضو شورای شهر تهران نیز در این فهرست قرار دارد.

دیگر نمایندگان مجلس نیز که بورسیه دریافت کرده‌اند، به دلیل شرایط سنی شرط دریافت بورسیه را نداشته‌اند؛ از جمله «جبار کوچکی‌نژاد»، نماینده رشت در حالی که متولد ۱۳۳۶ بوده، با معدل ۱۵٫۴۸ کارشناسی ارشد بورسیه دکترا گرفته است. «مرتضی میرجود»، رییس دفتر کوچکی‌نژاد نیز با معدل کارشناسی ارشد ۱۵٫۶۳ بورسیه دریافت کرده است.

نام «مهناز بهمنی» نماینده سراب، «شعیب جویجری» نماینده اهواز، «محمدباقر عبادی» نماینده بیرجند، «عباس قائد رحمت» نماینده درود و ازنا، «فتح‌الله حسینی» نماینده قصر شیرین و «محسن بیگلری» نماینده سقز نیز در این فهرست قرار دارد.

«محمدمهدی عباسی دوانی» فرزند «فریدون عباسی دوانی» رییس سازمان انرژی اتمی در دولت احمدی‌نژاد و رییس کمیسیون انرژی مجلس یازدهم نیز در حالی بورسیه دریافت کرده که معدل کارشناسی او ۱۳٫۶۷ و معدل ارشدش ۱۵٫۰۳ بوده است.

«ولی محمد درینی» مسوول دفتر «محمد مهدی زاهدی» وزیر علوم در دولت محمود احمدی‌نژاد و رییس کمیسیون آموزش مجلس نیز در حالی که معدل کارشناسی ۱۳٫۵۹ و معدل ارشد ۱۵٫۹۱ داشته، بورسیه دریافت کرده است.

نام «هادی قربانی قلجلو» و «مهدی قربانی قلجلو» فرزندان «طیبه صفایی» نماینده مجلس و «حسین عامریان» فرزند «لاله افتخاری» نماینده مجلس و «نبی‌الله الیاسی» حسابرس کل دیوان محاسبات نیز در این فهرست قرار دارد. 

«محمد ساداتی‌نژاد»، برادر ساداتی‌نژاد، وزیر فعلی جهاد کشاورزی و نماینده سابق مجلس با وجود این که متولد سال ۱۳۳۵ است، بورسیه دریافت کرده است. سال ۱۳۹۸ نیز رسانه‌ها خبر دادند که او برای ماموریت اداری، برای مدت چهار سال عازم ژنو شده است.

«روح‌الله سلگی»، فرماندار آران و بیدگل که حوزه انتخابیه ساداتی‌نژاد است نیز بورس دکترا گرفته و نام «مریم سلگی»، «سمیه سلگی» و «فاطمه سلگی» هم در فهرست بورسیه‌ها قرار دارد.


 

بستگان وزرا و مقامات دولت احمدی‌نژاد 

«امیر بهمنی» فرزند «محمود بهمنی»، رییس بانک مرکزی دولت محمود احمدی‌نژاد و «محمدمهدی بهشتی‌نژاد» داماد و خواهرزاده «علی طیب‌نیا» وزیر اقتصاد دولت روحانی نیز مشمول این بورسیه‌ها شده‌اند.

«فاطمه جلالی» فرزند «پروین احمدی‌نژاد» و «حمید افراشته» داماد او نیز در فهرست بورسیه‌های غیر قانونی قرار دارند. 

«مهدی زیاری» فرزند «حسن زیاری»، مدیرعامل راه آهن و رییس «دانشگاه پیام‌نور» در دولت محمود احمدی‌نژاد، نیز از دریافت کنندگان بورسیه است.

«جلیل سائلی»، مدیر کل ارشاد استان تهران به همراه «علیرضا سائلی»، رییس ستاد انتخاباتی احمدی‌نژاد در آموزش و پرورش و همسرش «معصومه مقیمی فیروزآبادی» در حالی بورسیه دریافت کرده‌اند که به دلیل سن‌شان، شرایط دریافت بورسیه را نداشته‌اند.

نام «حسین‌علی حسین‌زاده» معاون فرهنگی «بنیاد شهید» تهران، «علیرضا کریمیان» رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی بنیاد شهید، «اسماعیل قادری‌فر» رییس مرکز توسعه فناوری­‌های راهبردی معاونت علمی ریاست جمهوری، «مقداد همتی» مشاور ارشد وزیر مسکن و «میثم صفاییان» سردبیر شبکه۳ تلویزیون در این فهرست قرار دارد.


 

مقامات وزارت علوم و دانشگاه‌ها و بستگان آن‌ها

«حسین نصیرزاده»، فرمانده بسیج وزارت علوم نیز در حالی که متولد سال ۴۵ بوده، با معدل ۱۲/۱۷ بورسیه دریافت کرده است. «محسن ضرغام» معاون دبیرخانه هیات مرکزی گزینش کارکنان وزارت علوم نیز با وجود سن بالا، بورسیه گرفته است.

«صدرالدین شریعتی»، رییس «دانشگاه علامه طباطبایی» در دولت محمود احمدی‌نژاد نقش زیادی در دادن این بورسیه‌ها داشته است و «نفیسه سادات شریعتی» و «حسام‌الدین شریعتی»، دو فرزند او و «احسان رفیعی علوی»، از بستگانش بورسیه شده‌اند.

«علیرضا باژرنگ» داماد «محمدرضا مردانی»، رییس هیات مرکزی جذب هیات علمی وزارت علوم نیز از جمله دریافت کنندگان این بورسیه‌ها است که پیش از این هم نحوه تحصیل و جذب او در دانشگاه علامه طباطبایی خبرساز شده بود.

نام «ایمان کفایی‌مهر» مدیرکل تحول اداری وزارت علوم، «کیوان مرادیان کوچکسرا» رییس صندوق رفاه دانشجویان و همسر او «شهلا بابایی» و هم‌چنین «منصور حبیب‌پور گودرزی» معاون صندوق رفاه دانشجویان نیز در این فهرست قرار دارد.

«حامد نظرپور کاشانی» داماد «مهدی‌نژاد نوری» معاون وقت پژوهشی وزارت علوم، «طلوع ملاباشی» فرزند محمود ملاباشی رییس سازمان دانشجویان وزارت علوم، «مهدی نظرپور» فرزند «محمدتقی نظرپور» معاون مالی وزارت علوم و «زهرا رهایی» فرزند «علیرضا رهایی» رییس «دانشگاه امیرکبیر» نیز بورسیه دریافت کرده‌اند.

«محمد امین زارعی»، مدیر کل امور دانشگاه علامه طباطبا و «محسن زارعی» برادر او و «محمد آدمی ابرقویی» برادر «علی آدمی» عضو هیات علمی دانشگاه علامه نیز بورسیه دریافت کرده‌اند.

«مرتضی نوعی باغبان» فرزند «حسین نوعی باغبان» معاون «دانشگاه فردوسی»، «یاسر حاتم‌زاده» و «سجاد حاتم‌زاده» دو فرزند «عبدالله حاتم‌زاده» رییس «دانشگاه گیلان»، «سعید احمدپور کاسگری» فرزند «احمد احمدپور کاسگری» رییس «دانشگاه مازندران» و هم‌چنین «امیر احمدپور کاسگری» و «زهرا احمدپور کاسگری» از بستگان او نیز در این فهرست قرار دارند.

«حسین شجاعی‌فرد»، فرزند «حسن شجاعی‌فرد» مشاور وزیر علوم، «ثمینا بیدمشکی‌پور» فرزند «علی بیدمشکی‌پور» معاون آموزشی «دانشگاه رازی» کرمانشاه و‌ «میثم ابراهیمی‌نژاد» فرزند «مهدی ابراهیمی‌نژاد» رییس «دانشگاه رفسنجان» نیز بورسیه دریافت کرده‌اند.

«جعفر سالمی» سرپرست اداره کل طرح و برنامه سازمان پژوهشهای علمي و صنعتي ايران، «سعید قیاسی ندوشن» مدیریت انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی، «محمدرضا ابراهیمی کیاپی» مدیرکل روابط عمومی دانشگاه پیام‌نور و «هادی ابراهیمی کیاپی» معاون سیاسی و امنیتی استان مازندران نیز در این فهرست قرار دارند.




 





]]>

ممنوعیت دختران افغانستانی از تحصیل؛ من چه‌طور روان‌شناس شوم؟



باقر ابراهیمی؛ شهروندخبرنگار

مهر ماه رو به پایان است و هنوز دختران از رفتن به مدرسه در افغانستان به دستور «طالبان» محروم مانده‌اند. کارزارهای مختلفی در اعتراض به ممنوعیت ورود دختران به مدرسه در این کشور جریان دارد اما هنوز آن‌ها راهی برای تحصیل ندارند. اگرچه تصاویر زنان را از روی دیوارهای شهر حذف کرده‌اند و ورود آن‌ها به اداره‌ها و رسانه‌ها نیز محدود شده است اما ممانعت از تحصیل آن‌ها وجه دیگری از حذف زنان را در پی دارد.
در این گزارش، با دختری گفت‌وگو کرده‌ایم که سال پایانی دبیرستان را پشت‌ سر می‌گذاشت و قرار بود راه به دانشگاه یابد اما به ناگهان طوفان به زندگی‌ او زد و با روی کار آمدن طالب‌ها، رویاهایش به خزانی نشستند که معلوم نیست چه سرنوشتی برایش در پی داشته باشد.
«معصومه ناصری» با حسرت می‌گوید: «امیدوارم هیچ دختری در هیچ‌ کجای جهان حس من را نداشته باشد.» 

****

تازه ۱۸ بهار از زندگی‌ معصومه ناصری سپری شده بود و در رویای راه‌یابی به دانشگاه به سر می‌برد که حکومت افغانستان به دست طالب‌ها افتاد. او دانش‌آموز کلاس دوازدهم مدرسه خصوصی «معرفت» بود. اگرچه همیشه ناامنی در خیابان‌های کابل و در زندگی مردمان افغانستان جریان داشت اما تحصیل دختران یکی از دست‌آوردهای روزهای پیشین زنان در افغانستان بود. حالا معصومه در روزهایی که پسران به مدرسه می‌روند، در گوشه خانه نشسته است و حتی کتابی هم برای خواندن پیدا نمی‌کند.

«نورالله منیر»، سرپرست وزارت معارف طالبان گفته است که معلمان زن نمی‌توانند پسران بزرگ‌سال را آموزش دهند و معلمان مرد هم نمی‌توانند به دختران آموزش دهند. دروازه‌های مدارس دخترانه اما هم‌چنان در افغانستان مسدودند و مدام دایره‌های محدودیت پیرامون زنان تنگ‌تر می‌شود. 

پیش از حکومت دوباره طالبان، معصومه چندین سال در شهرستان «مالسان» استان «غزنی» به مدرسه رفته بود و پس از مهاجرت خانواده‌اش به کابل، پایتخت افغانستان، به درس خود ادامه می‌داد. روزهای تحصیل در شهرستان هم سختی‌های خودش را داشت: «مکتب [مدرسه] دخترانه خیلی کم بود. اکثر خانواده‌ها نمی‌گذاشتد که دختران‌شان درس بخوانند. بعضی‌ها از خانواده‌ها می‌گفتند فقط تا صنف [کلاس] دوازدهم درس بخوانید. این خودش شاهکار بود. مشکل دیگر، کمبود معلم بود که ما معلم به اندازه کافی نداشتم و مواد درسی هم نداشتیم.» 

اگرچه او توانست تحصیل کند و درگیر کمبود معلم و مواد درسی نبود اما مشکلات ناامنی، انفجارها و انتحاری‌ها و حملات مسلحانه به مدارس و مراکز آموزشی در غرب کابل، همواره فشار و نگرانی را به دانش‌آموزان و خانواده‌ها تحمیل می‌کرد و هم‌چنان هم جریان دارد. اما معصومه با حمایت خانواده‌اش حداقل می‌توانست به تحصیل خود ادامه دهد. 

او برای«ایران‌وایر»‌ روایت می‌کند که برخلاف دانش‌آموزان در کشورهای امن که هر صبح با امید و پرانرژی راه مدرسه را در پیش می‌گیرند، او و امثال خودش با دلهره و نگرانی به سوی مدرسه قدم برمی‌داشتند: «ما همیشه نگران از این بودیم که آیا دوباره سالم به خانه باز خواهیم گشت یا خیر. خانواده‌ام هم همیشه نگران بودند که ما در مسیر مدرسه طعمه انفجار و عملیات‌های انتحاری شویم و همواره تا بازگشت ما لحظه‌شماری می‌کردند.» 

معصومه می‌خواست بعد از اتمام دبیرستان، در دانشگاه کابل روان‌شناسی بخواند: «می‌خواستم در این رشته متخصص شوم و روزی برسد که بتوانم حال هم‌وطنانم را خوب کنم. یکی از آرزوهایم این بود که سخنران شوم و وقتی هزاران نفر مقابلم نشسته‌اند، برای آن‌ها بگویم که چه‌طور می‌توانند به خودشان کمک کنند تا حال‌شان خوب شود و زندگی سالم‌تر و انسانی‌تری داشته باشند. عاشق این بودم که یک سخنران موفق و یک نویسنده موفق شوم. طالبان اما حق انسانی را از ما گرفت. وقتی طالب‌های تا دندان مسلح همه‌جا هستند، من چه‌طور می‌توانم روان‌شناس شوم؟»

بغض گلوی معصومه را هنگام این گفته‌ها می‌فشرد و به سختی ادامه می‌دهد: «این وضعیت غیر قابل تصور بود. پدر و مادرم در این ۱۲ سال بسیاری زحمت کشیدند تا من تحصیل کنم. پدرم به خاطر تحصیل ما راهی مهاجرت شد و هر بار که تماس می‌گرفت، از وضعیت درس و تحصیل ما می‌پرسید. ۱۲ سال زحمت کشید و پول پرداخت کرد تا ما درس بخوانیم. این روزها مادرم بیش از همه مایوس است و حال او من را از پا می‌اندازد وقتی می‌بینم با چه دردی به نقطه‌ای خیره می‌شود و به آینده‌ بر باد رفته ما می‌اندیشد. این وضعیت خانواده‌ام حس درد را در من ده‌ها برابر کرده است.» 

در این مدت روی کار آمدن دوباره طالبان، معصومه بارها با دیگر هم‌کلاسی‌هایش در تماس بود و متوجه شد که آن‌ها هم همه از این درد مشترک در عذاب و رنج هستند. دغدغه اصلی همه آن‌ دخترها، بسته بودن مدارس روی آن‌ها است و نگران‌ هسنند که مبادا این ممنوعیت همیشگی باشد. 

در کنار بسته بودن مدارس بر روی دختران، کتاب‌فروشی‌ها، به‌ویژه در کابل نیز از رونق افتاده‌اند. معصومه می‌گوید حتی این روزها نمی‌تواند کتابی برای مطالعه پیدا کند. 

او عکس‌هایی را که در مدرسه با هم‌کلاسی‌هایش گرفته بودند، مقابل خبرنگار «ایران‌وایر» قرار می‌دهد و در حالی‌ که اشک در چشمانش جمع شده‌اند، خنده‌های از ته دل‌شان را نشان می دهد که چه‌قدر امید و آرزو در صورت‌های‌شان جریان داشته است. 

معصومه خطاب به طالبان می‌گوید: «اگر فکر می‌کنید بدون حضور دختران و زنان در اجتماع به پیشرفت و ترقی می‌رسید، سخت در اشتباه هستید. هیچ جامعه‌ای بدون زنان به این هدف دست پیدا نخواهد کرد.» 

او در ادامه از جامعه جهانی هم می‌خواهد، حالا که امیدی به طالب‌ها نیست، در زمینه بازگشت دختران به مدارس و دانشگاه‌ها تلاش کنند و با اعمال فشار بر طالبان، آن‌ها را متقاعد سازند؛ اگرچه ناامیدی همچنان در صدایش موج می‌زند: «هیچ‌کس صدای ما را نمی‌شنود. همه جهان چشم روی آینده ما بسته‌اند. حس این روزهایم وحشتناک است. امیدوارم هیچ دختری در هیچ‌ کجای جهان حس من را نداشته باشد؛ این‌ که نفهمی آینده‌ات چه می‌شود، سرنوشت شهروندان چه می‌شود، امنیت ما چه می‌شود. همه این‌ها وحشتناک است.» 

ماه اول شروع مدارس گذشته است و هم‌چنان دختران پشت درهای بسته مدارس مانده‌اند. اگرچه طالب‌ها دم از تحصیل دختران زده بودند اما مثل بسیاری وعده‌‌های دیگرشان، این وعده هم تاکنون عملی نشده است. در این میان، دختران و زنان افغانستانی بیشترین هزینه معامله جهان را با طالبان و هم‌چنین بی‌کفایتی دولت‌مردان سابق می‌پردازند. 





]]>

حاج داوود رحمانی، شکنجه‌گر زندان قزل‌حصار درگذشت



استان‌وایر- «داوود رحمانی»، معروف به «حاج داوود»، رییس زندان قزل‌حصار کرج در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ و از شکنجه‌گران شناخته شده جمهوری اسلامی درگذشت.

در اعلامیه مرگ او که منتشر شده، آمده که او در روز چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۰ در «بهشت زهرا» تهران دفن شده است.

دوران ریاست حاج داوود رحمانی در زندان قزل حصار به «دوران وحشت» معروف است. 

داود رحمانی در فاصله تابستان ۱۳۶۰ تا تیر۱۳۶۳، با حکم «اسدالله لاجوردی»، رییس سازمان زندان‌های تهران، رییس زندان قزل حصار بود و قدرت مطلقه‌ای در اعمال شکنجه بر زندانیان سیاسی در این زندان داشت.

 به گواهی زندانیان سیاسی جان به در برده، داوود رحمانی روش‌های گوناگونی را برای شکنجه زندانیان به کار می‌گرفت که برخی از آن‌ها (مانند قبرها یا دستگاه‌ها)، در شکل و گستردگی اجرا، منحصر به فرد بوده‌اند.

به نوشته «سازمان عدالت برای ایران»، حاج داوود در سال ۱۳۶۲ شیوه شکنجه قبر یا دستگاه را ابداع می‌کند؛ روشی که در آن زندانی باید در میان تخته‌های نئوپان که از سه طرف او را احاطه کرده‌اند (به طول دو متر و عرض و ارتفاع حدود ۸۰ سانتیمتر)، با چشم‌بند و در سکوت مطلق – که هنگام غذا خوردن هم نمی‌بایست صدای برخورد قاشق با ظرف به گوش می‌رسید- به صورت مستمر و بدون هیچ گونه تماسی با سایر زندانیان در یک حالت می‌نشست. این شکنجه طاقت‌فرسا بسته به مقاومت زندانی ادامه می‌یافت تا زمانی که مقاومت او بشکند و حاضر به اعلام انزجار علیه گروه و دوستان خود کند. 

«شهرنوش پارسی‌پور»، نویسنده ایرانی از افرادی است که در بهار سال ۱۳۶۳ قیامت را تجربه کرده است. او در کتاب «خاطرات زندان» نوشته است که شخص حاج داوود به او می‌گوید باید به «دستگاه» برود؛ نامی که حاج داوود خود به تخت‌ها داده است، زیرا آن‌ها را دستگاه آدم‌سازی و یا تواب‌سازی می‌دانست.

شهرنوش پارسی‌پور نوشته است: «در هر گور، یک زندانی با چادر و چشم‌بند، رو به دیوار نشسته بود. زندانی نخست با فاصله‌ای از دیوار نشسته بود که حدود ۲۰سانتی‌متر از آن فاصله داشت و زندانی بعدی در انتهای گور، با فاصله دو متر از دیوار نشسته بود و همین جریان تا انتهای دیوار ادامه داشت. بدین ترتیب زندانیان نسبت به هم یک زیگزاگ را تشکیل می‌دادند.»

شکنجه‌های ابداعی حاج داوود به دستگاه محدود نمی‌شود. «فرزانه زلفی»، زندانی سیاسی گفته است در طول دوران زندان خود در زندان قزل‌حصارکه نزدیک به دوسال و نیم بود، مدت هفت ماه را به همراه ۱۶ نفر دیگر، بدون هواخوری در توالت گذراندند.

داوود رحمانی در تابستان ۱۳۶۳ و پس از برکناری اسدالله لاجوردی، در اثر فشارهای سیاسی از ریاست زندان قزل‌حصار برکنار شد.

به نوشته «ایرج مصداقی»، زندانی سیاسی سابق، حاج‌داوود پس از برکناری از ریاست زندان قزل‌حصار در تیرماه ۱۳۶۳، نزد لاجوردی در دادستانی انقلاب اسلامی برگشت تا حاشیه امنیت داشته باشد و مدتی در بخش اداری زندان اوین به کار پرداخت.

او پس از مدتی به حرفه‌ سابق خود، یعنی آهنگری و در و پنجره‌‌سازی بازگشت.

در سال‌های اخیر او تغییر شغل داده بود و همراه پسرانش در مغازه‌ای در سرآسیاب دولاب، لوازم و تجهیزات ساختمانی می‌فروخت.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

بازداشت عثمان اسماعیلی، فعال کارگری کرد از سوی پلیس امنیت شهرستان سقز



استان‌وایر-«عثمان اسماعیلی»، فعال کارگری شناخته شده عصر روز ٢٨مهر١٤٠٠ توسط پلیس امنیت شهرستان سقز در منزل شخصی خود بازداشت شد.

یک منبع نزدیک به خانواده این فعال کارگری به «ایران‌وایر» گفت عصر امروز حوالی ساعت شش عصر، یک کاروان از نیروهای امنیتی با دو ماشین سواری این فعال کارگری را در مقابل منزل شخصی خود در سقز بازداشت کرده‌اند.

او گفت پلیس امنیت سقز بدون ارایه حکم قضایی و تشریح اتهام انتسابی، اقدام به بازداشت عثمان اسماعیلی کرده‌ است.

هم‌چنین اضافه کرد که عثمان اسماعیلی به دلیل عدم ارایه حکم قضایی و اتهامات وارده از سوی پلیس امنیت، از رفتن با نیروهای امنیتی خودداری کرده است و نیروهای امنیتی نیز برای بردن او به زور متوسل شده‌اند: «برخورد خشونت‌آمیز پلیس امنیت با عثمان اسماعیلی منجر به اعتراض شدید خانواده‌اش به رفتار نیروهای امنیتی شد اما در نهایت او را با خود بردند.»

به گفته منبع «ایران‌وایر»، نیروهای امنیتی عصر امروز ابتدا به منزل شخصی این فعال کارگری مراجعه کرده اما چون سر کار بوده، از خانواده‌اش خواسته‌اند با او تماس بگیرند تا به خانه بازگردد: «عثمان اسماعیلی پس از بازگشت به منزلش، بلافاصله توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و حتی اجازه ندادند که لباس کارش را عوض کند.»

گفتنی است که عثمان اسماعیلی ٢٦اردیبهشت١٤٠٠ نیز پس از احضار به بازپرسی دادگاه انقلاب شهر سقز به اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق تجمع غیرقانونی» در «روز جهانی کارگر» و گرفتن عکس و انتشار تصاویر در فضای مجازی، مطابق ماده ۵۰۰ «قانون مجازات اسلامی» به حبس محکوم شده بود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>

بازداشت یک شهروند به اتهام توهین به مقدسات در دهلران




فرمانده انتظامی دهلران گفت یک شهروند اهل این شهرستان به اتهام «توهین به مقدسات در فضای مجازی» بازداشت شده است.
به گزارش «تابناک»، روز چهارشنبه
۲۸ مهر ۱۴۰۰، «منوچهر مکی» گفت که بازداشت این شهروند در پی رصد کارشناسان پلیس فتای شهرستان در شبکه اجتماعی اینستاگرام رخ داده است.
پلیس اطلاعاتی در خصوص هویت این شهروند منتشر نکرده است.
به گفته فرمانده انتظامی دهلران، متهم به بزه انتسابی اعتراف و از انجام آن ابراز پشیمانی کرده است.
مکی در این‌باره توضیح داد: «متهم در اظهارات خود به بزه انتسابی اعتراف و ضمن ابراز پشیمانی از عمل خود، عنوان داشته که قصد توهین به مقدسات را نداشته و به علت مشکلات روحی و اختلاف خانوادگی، اقدام به انتشار هتاکی علیه مقدسات دینی کرده است.»
توهین به مقدسات از جمله اتهامات انتسابی رایج در فضای مجازی علیه شهروندان است و بنا بر قوانین جمهوری اسلامی، تا پنج سال حبس و حتی می‌تواند مجازات اعدام را برای متهم به همراه داشته باشد.


 





]]>

۷ تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات دوم مرداد تبریز به دادگاه احضار شدند



استان‌وایر- دادگاه کیفری۲ تبریز با ارسال ابلاغیه‌های جداگانه، هفت تن از بازداشت‌شدگان تجمعات دوم مرداد ۱۴۰۰ تبریز در حمایت از اعتراضات خوزستان را به دادگاه احضار کرد.

بر پایه گزارش‌های رسیده به «ایران‌وایر»، «شهروز برزگر» و «ابوالفضل کرامتی» به شعبه ۱۱۲ دادگاه کیفری۲ شهر تبریز و «یوسف سلحشور»، «امیر ستاری رئوف»، «محمد مردی»، «وحید ابهری» و «شاهین برزگر» به شعبه ۱۱۱ دادگاه کیفری دو شهر تبریز احضار شده‌اند. در ابلاغیه‌های ارسال شده، اتهام این شهروندان، شرکت در تجمعات مورخ دوم مرداد ۱۴۰۰ تبریز و اخلال در نظم عمومی و شرکت در تجمع غیرقانونی عنوان شده است.

تمامی این هفت کنش‌گر مدنی احضار شده به دادگاه از بازداشت شدگان تجمعات اعتراضی دوم مرداد تبریز هستند. روز دوم مرداد ۱۴۰۰، در پی انتشار فراخوان‌هایی از سوی فعالان مدنی و احزابِ اپوزیسیونِ آذربایجانیِ جمهوری اسلامی، شهر تبریز شاهد برگزاری تجمعات خیابانی در حمایت از اعتراضات مردم خوزستان بود.

در جریان برگزاری تظاهرات و روزهای پیش و پس از آن، ده‌ها تن از کنش‌گران مدنی تُرک در شهرهای تبریز، اردبیل، ارومیه، نسیم‌شهر، بستان‌آباد و سفیدان جدید (اسپیران) بازداشت شدند.

هفته گذشته نیز شعبه ۱۱۲ دادگاه کیفری دو تبریز، «محمد محمودی» فعال مدنی ساکن تبریز و یکی از بازداشت‌شدگان تجمعات دوم مرداد در این شهر را به اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در اغتشاشات مرداد ۱۴۰۰»، به پرداخت شش میلیون تومان جزای نقدی بدل از یک‌سال حبس تعزیری و یک میلیون تومان جزای نقدی بدل از شلاق محکوم کرده بود.

📩اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: [email protected]

📞اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com





]]>